به نام
خدای مهربانِ مهربان
وَيْلٌ واي
لِلْمُطَفِّفينَ بر كمفروشان 1
واي بر
كمفروشان،
الَّذينَ كه
إِذَا چون
اكْتالُوا
پيمانه ستانند عَلَي النّاسِ از مردم
يَسْتَوْفُونَ تمام ستانند 2
كه چون از
مردم پيمانه ستانند، تمام ستانند؛
وَ و إِذا
چون
كالُو پيمانه كنند هُمْ براي آنان أَوْ يا وزن
وَزَنُو وزن كنند هُمْ براي آنان
يُخْسِرُونَ به ايشان كم دهند 3
و چون براي
آنان پيمانه يا وزن كنند، به ايشان كم دهند.
أَ
آيا لا يَظُنُّ گمان نميدارند
أُولئِكَ آنان
أَنَّ كه
هُمْ آنان
مَبْعُوثُونَ برانگيخته خواهند
شد؟
4
مگر آنان
گمان نميدارند كه برانگيخته خواهند شد؟
لِيَوْمٍ در روزي عَظيمٍ بزرگ 5
در روزي بزرگ:
يَوْمَ روزي
يَقُومُ
كه به پاي ايستند
النّاسُ مردم
لِرَبّ در برابر پروردگار
ِ الْعالَمينَ جهانيان 6
روزي كه
مردم در برابر پروردگار جهانيان به پاي ايستند.
كَلاّ نه چنين است
إِنَّ كِتابَ كارنامه
الفُجّارِ بدكاران لَفي در
سِجِّينٍ سجّين
است .7
نه چنين
است كه ميپندارند، كه كارنامه بدكاران در »سجّين« است.
وَ
و
ما چه
أَدْرا داني
كَ تو ما چيست؟
سِجِّينٌ سجّين 8
و تو چه
داني كه »سجّين« چيست؟
كِتابٌ كتابي است مَرْقُومٌ نوشتهشده 9
كتابي است
نوشتهشده.
وَيْلٌ واي
يَوْمَئِذٍ امروز
لِلْمُكَذِّبينَ بر تكذيبكنندگان
10
واي بر
تكذيبكنندگان در آن هنگام:
الَّذينَ آنان كه
يُكَذِّبُونَ دروغ ميپندارند
بِيَوْمِ الدِّينِ روز جزا را
11
آنان كه
روز جزا را دروغ ميپندارند.
وَ ما يُكَذِّبُ بِهِ به دروغ نميگيرد
إِلاّ
جز كُلُّ هر
مُعْتَدٍ تجاوزپيشه
أَثيم
گناهكاري
12
و جز هر
تجاوزپيشه گناهكاري آن را به دروغ نميگيرد.
إِذا همان كه چون تُتْلي
خوانده شود عَلَيْهِ بر او
آياتُنا آيات ما قالَ
گويد:
أَساطيرُ
اْلأَوَّلينَ13
همان كه چون آيات ما بر
او خوانده شود،
گويد: »اينها
افسانههاي پيشينيان است.«
كَلاّ نه چنين است، بَلْ بلكه رانَ
زنگار بسته عَلي بر
قُلُوبِهِمْ دلهايشان ما آنچه
كانُوا يَكْسِبُونَ مرتكب ميشدند
14
نه چنين
است، بلكه آنچه مرتكب ميشدند زنگار بر دلهايشان بسته است.
كَلاّ زهي پندار،
إِنَّهُمْ
كه آنان
عَنْ
از
رَبِّهِمْ پروردگارشان
يَوْمَئِذٍ در آن روز
لَمَحْجُوبُونَ سخت محجوبند 15
زهي پندار،
كه آنان در آن روز، از پروردگارشان سخت محجوبند.
ثُمَّ
آنگاه
إِنَّهُمْ آنان به يقين لَصالُوا درآيند
الْجَحيمِ به جهنم
16
آنگاه به
يقين، آنان به جهنم درآيند.
ثُمَّ
سپس يُقالُ گفته خواهد شد هذَا اين
الَّذي همان است كه
كُنْتُمْ بِهِ
آن را به
تُكَذِّبُونَ دروغ ميگرفتيد.«17
سپس به
ايشان گفته خواهد شد: »اين همان است كه آن را به دروغ
ميگرفتيد.«
كَلاّ نه چنين است،
إِنَّ در حقيقت،
كِتابَ كتاب
اْلأَبْرارِ نيكان لَفي عِلِّيِّينَ در »علّيّون«
است.
18
نه چنين
است، در حقيقت، كتاب نيكان در »علّيّون« است.
وَ
و
ما چه
أَدْرا داني كَ كه ما چيست؟
عِلِّيُّونَ علّيّون 19
و تو چه
داني كه »علّيّون« چيست؟
كِتابٌ كتابي است مَرْقُومٌ نوشتهشده 20
كتابي است
نوشتهشده.
يَشْهَدُ مشاهده خواهند كرد هُ آن را
الْمُقَرَّبُونَ
مقرّبان
21
مقرّبان آن
را مشاهده خواهند كرد.
إِنَّ براستي
اْلأَبْرارَ
نيكوكاران لَفي در
نَعيمٍ نعيم الهي خواهند بود 22
براستي
نيكوكاران در نعيم الهي خواهند بود.
عَلَي بر
اْلأَرائِكِ تختها
يَنْظُرُونَ نشسته مينگرند 23
بر تختها
نشسته مينگرند.
تَعْرِفُ
مييابي في
در
وُجُوهِهِمْ چهرههايشان
نَضْرَةَ طراوت
النَّعيمِ نعمت بهشت را
24
از
چهرههايشان طراوت نعمت بهشت را درمييابي.
يُسْقَوْنَ نوشانيده شوند مِنْ از
رَحيقٍ بادهاي
مَخْتُومٍ مُهر شده
25
از بادهاي
مُهر شده نوشانيده شوند.
خِتامُهُ
مُهر آن مِسْكٌ مُشك است وَ و في در
ذلِكَ اين
فَلْيَتَنافَسِ بايد بر يكديگر
پيشي گيرند.
الْمُتَنافِسُونَ مشتاقان 26
بادهاي كه مُهر آن،
مُشك است، و در اين
نعمتها مشتاقان بايد بر
يكديگر پيشي گيرند.
وَ و مِزاجُهُ
تركيبش مِنْ از
تَسْنيمٍ چشمه »تسنيم« است 27
و تركيبش
از چشمه »تسنيم« است:
عَيْنًا
چشمهاي
يَشْرَبُ كه نوشند
بِهَا از آن
الْمُقَرَّبُونَ مقرّبان 28
چشمهاي كه
مقرّبان خدا از آن نوشند.
إِنَّ
آري
الَّذينَ كساني كه
أَجْرَمُوا گناه ميكردند
كانُوا بودند مِنَ الَّذينَ
آمَنُوا
آنان
را كه ايمان آورده
بودند
يَضْحَكُونَ
ريشخند ميگرفتند
29
آري، در دنيا كساني كه
گناه ميكردند، آنان
را كه ايمان آورده بودند
به ريشخند ميگرفتند.
وَ إِذا و چون
مَرُّوا ميگذشتند
بِهِمْ بر ايشان
يَتَغامَزُونَ اشاره چشم و ابرو
با هم رد و بدل ميكردند.
30
و چون بر
ايشان ميگذشتند، اشاره چشم و ابرو با هم رد و بدل ميكردند.
وَ إِذَا و هنگامي
انْقَلَبُوا بازميگشتند إِلي نزد أَهْلِهِمُ خانوادههاي خود
انْقَلَبُوا فَكِهينَ به شوخطبعي
ميپرداختند.
31
و هنگامي
كه نزد خانوادههاي خود بازميگشتند، به شوخطبعي ميپرداختند.
وَ إِذا رَأَوْهُمْ مؤمنان را
ميديدند
قالُوا ميگفتند:
إِنَّ اينها
هؤُلاءِ
جماعتي
لَضالُّونَ گمراهند 32
و چون وَ
إِذا مؤمنان را ميديدند، ميگفتند: »اينها جماعتي گمراهند.«
وَ و حال آنكه ما أُرْسِلُوا فرستاده نشده
بودند
عَلَيْهِمْ
براي آنان حافِظينَ بازرسي كارشان
33
و حال آنكه
آنان براي بازرسي كارشان فرستاده نشده بودند.
فَالْيَوْمَ ولي امروز
الَّذينَ آمَنُوا مؤمنانند مِنَ الْكُفّارِ بر كافران
يَضْحَكُونَ خنده ميزنند 34
ولي امروز،
مؤمنانند كه بر كافران خنده ميزنند.
عَلَي بر
اْلأَرائِكِ
تختهاي
يَنْظُرُونَ نظاره ميكنند 35
بر تختهاي
خود نشسته، نظاره ميكنند.
هَلْ آيا
ثُوِّبَ رسيدهاند
الْكُفّارُ كافران ما
آنچه كانُوا يَفْعَلُونَ ميكردند
36
تا ببينند آيا كافران به
پاداش آنچه
ميكردند
رسيدهاند؟
فارسی
به نام خدای مهربانِ مهربان
واي! بر كم
فروشان، 1
كه از
بهرِخويش
پيمانه را بی کم و کاست می ستانند؛ 2
و از
بهرِ ديگران
كم می
دهند.3
مگر آنان
باور ندارند كه برانگيخته خواهند شد؟ 4
در آن روز بزرگ.5
روزي كه
مردم در
پيشگاهِ
پروردگار جهانيان می ايستند. 6
آری، سر انجامِ
بدكاران در سجّين است. 7
و تو نمي
داني سجّين چيست؟8
سرنوشتی است حتمی. 9
واي بر
دروغ پنداران در آن هنگامه 10
آنان كه
روز جزا را دروغ ميپندارند. 11
جز تجاوزپيشة گناهكار آن را دروغ نپندارد. 12
همان كه چون سنت های ما
بر او خوانده شود،
گويد: اين ها
افسانههاي پيشينيان است.
13
چنين نيست، بل، بر اثرِ کردارشان ، زنگار بر دل هايشان بسته است. 14
آری، آنان بی ترديد در آن روز، از پروردگارشان محرومند. 15
آنگاه به
يقين، آنان به جهنم درآيند. 16
و گفته شود : اين است آن چه دروغ می پنداشتيد .17
آری ، در حقيقت، سر انجامِ نيكان درعلّيّين است. 18
و تو نمی
داني
علّيّين چيست؟ 19
سر انجامی قطعی است . 20
مقرّبان آن
را مشاهده می کنند. 21
و نيكان در بهشتند. 22
بر تخت ها
نظاره گر. 23
طراوت بهشتی را در چهرههايشان ميبيني. 24
با شرابی ناب سر پوشيده به مُشک، پذيرايي می شوند. 25
در اين راه است که مشتاقان بايد بر يكديگر پيشي گيرند.
26
آميخته با تسنيم. 27
چشمهاي كه
مقرّبان از آن می نوشند. 28
اما گنهکاران به مومنان
می خنديدند .29
و چون بر
ايشان ميگذشتند، با چشم و ابرو اشاره ميكردند.30
و به هنگامِ بازگشتِ نزد هم کيشان خود ، ريشخند می کردند. 31
و چون
مؤمنان را ميديدند، ميگفتند: اينان گمراهانند.32
حال آنكه آنان را براي بازرسي رفتارِ مومنان نفرستاده بودند.33
ولي امروز، مؤمنان به كافران می خندند. 34
بر تخت ها
تکيه زده، مينگرند. 35
آيا كافران به کيفرِآنچه
ميكردند
رسيدهاند؟
36
عربی
بِسْمِ اللّهِ الرَّحْمنِ الرَّحيمِ
وَيْلٌ لِلْمُطَفِّفينَ1
الَّذينَ إِذَا اكْتالُوا عَلَي النّاسِ
يَسْتَوْفُونَ2
وَ إِذا كالُوهُمْ أَوْ وَزَنُوهُمْ يُخْسِرُونَ3
أَ لا يَظُنُّ أُولئِكَ أَنَّهُمْ مَبْعُوثُونَ4
لِيَوْمٍ عَظيمٍ5
يَوْمَ يَقُومُ النّاسُ لِرَبِّ الْعالَمينَ6
كَلاّ إِنَّ كِتابَ الفُجّارِ لَفي سِجِّينٍ7
وَ ما أَدْراكَ ما سِجِّينٌ8
كِتابٌ مَرْقُومٌ9
وَيْلٌ يَوْمَئِذٍ لِلْمُكَذِّبينَ10
الَّذينَ يُكَذِّبُونَ بِيَوْمِ الدِّينِ11
وَ ما يُكَذِّبُ بِهِ إِلاّ كُلُّ مُعْتَدٍ أَثيم12
إِذا تُتْلي عَلَيْهِ آياتُنا قالَ أَساطيرُ
اْلأَوَّلينَ13
كَلاّ بَلْ رانَ عَلي قُلُوبِهِمْ ما كانُوا
يَكْسِبُونَ14
كَلاّ إِنَّهُمْ عَنْ رَبِّهِمْ يَوْمَئِذٍ
لَمَحْجُوبُونَ15
ثُمَّ إِنَّهُمْ لَصالُوا الْجَحيمِ16
ثُمَّ يُقالُ هذَا الَّذي كُنْتُمْ بِهِ
تُكَذِّبُونَ17
كَلاّ إِنَّ كِتابَ اْلأَبْرارِ لَفي عِلِّيِّينَ18
وَ ما أَدْراكَ ما عِلِّيُّونَ19
كِتابٌ مَرْقُومٌ20
يَشْهَدُهُ الْمُقَرَّبُونَ21
إِنَّ اْلأَبْرارَ لَفي نَعيمٍ22
عَلَي اْلأَرائِكِ يَنْظُرُونَ23
تَعْرِفُ في وُجُوهِهِمْ نَضْرَةَ النَّعيمِ24
يُسْقَوْنَ مِنْ رَحيقٍ مَخْتُومٍ25
خِتامُهُ مِسْكٌ وَ في ذلِكَ فَلْيَتَنافَسِ
الْمُتَنافِسُونَ26
وَ مِزاجُهُ مِنْ تَسْنيمٍ27
عَيْنًا يَشْرَبُ بِهَا الْمُقَرَّبُونَ28
إِنَّ الَّذينَ أَجْرَمُوا كانُوا مِنَ الَّذينَ
آمَنُوا يَضْحَكُونَ29
وَ إِذا مَرُّوا بِهِمْ يَتَغامَزُونَ30
وَ إِذَا انْقَلَبُوا إِلي أَهْلِهِمُ انْقَلَبُوا
فَكِهينَ31
وَ إِذا رَأَوْهُمْ قالُوا إِنَّ هؤُلاءِ لَضالُّونَ32
وَ ما أُرْسِلُوا عَلَيْهِمْ حافِظينَ33
فَالْيَوْمَ الَّذينَ آمَنُوا مِنَ الْكُفّارِ
يَضْحَكُونَ34
عَلَي اْلأَرائِكِ يَنْظُرُونَ35
هَلْ ثُوِّبَ الْكُفّارُ ما كانُوا يَفْعَلُونَ36
تجزيه و ترکيب
بِسْمِ قيد ( جار و
مجرور )
اللّهِ
مضاف اليه
الرَّحْمانِ صفت الرَّحيمِ
صفت
وَيْلٌ
مبتدا ( نفرين )
لِلْمُطَفِّفينَ
خبر ( جار و
مجرور )
1
الَّذينَ صفت(موصول) إِذَا ظرف ، مفعول فيه اكْتالُوا
(صله) فعلِ ماضی فاعل واو ضميرِ
بارز ، مضاف اليه
عَلَي النّاسِ قيد ( جار و
مجرور )
يَسْتَوْفُونَ فعلِ مضارع و
فاعل واو ضميرِ بارز2
وَ حرفِ عطف ، ربط إِذا ظرف ، مفعول فيه
كالُو فعلِ ماضی فاعل واو ضميرِ
بارز
هُمْ
مفعول
به ،
مضاف اليه
أَوْ
حرفِ عطف ، ربط
وَزَنُو فعلِ ماضی و
فاعل واو ضميرِ بارز هُمْ مفعول
به
يُخْسِرُونَ فعلِ مضارع ،
بابِ افعال و فاعل واو ضميرِ بارز 3
أَ حرفِ پرسشی ، استفهامِ انکاری ، توبيخی لا حرفِ نفی يَظُنُّ فعلِ مضارع
أُولئِكَ فاعل أَنَّ حرفِ
مشبه بالفعل هُمْ اسم أَنَّ مَبْعُوثُونَ خبر
أَنَّ 4
لِيَوْمٍ قيد ( جار و مجرور )
عَظيمٍ صفت
5
يَوْمَ ظرف ، مفعول فيه يَقُومُ مضاف اليه
،
فعلِ مضارع
النّاسُ فاعل
لِرَبِّ قيد ( جار و مجرور )
الْعالَمينَ مضاف اليه
6
كَلاّ حرفِ ردع
إِنَّ
حرفِ
مشبه بالفعل كِتابَ اسم
إِنَّ
الفُجّارِ مضاف اليه
لَ
حرفِ تاکيد في سِجِّينٍ ( جار و مجرور
) خبر
إِنَّ
7
وَ حرفِ استيناف مَا
مبتدا (موصول) أَدْرا فعلِ ماضی
فاعل هو المستتر كَ مفعول
به ، (خبرِ
مَا
)
مَا مبتدا
سِجِّينٌ خبر8
كِتابٌ
مبتدا مَرْقُومٌ خبر 9
وَيْلٌ مبتدا ( نفرين ) يَوْمَئِذٍ ظرف ، مفعول فيه اِذٍ
مضاف اليه
لِلْمُكَذِّبينَ خبر ( جار و مجرور )
10
الَّذينَ صفت
(موصول) يُكَذِّبُونَ(صله)
فعلِ
مضارع و فاعل واو ضميرِ بارز بِيَوْمِ قيد ( جار و مجرور )
الدِّينِ مضاف اليه
11
وَ
حرفِ عطف ، ربط ما حرفِ نفی يُكَذِّبُ
فعلِ مضارع
بِهِ قيد ( جار و مجرور )
إِلاّ حرفِ استثنا كُلُّ فاعل
مُعْتَدٍ مضاف اليه
أَثيمٍ
صفت
12
إِذا ظرف ، مفعول فيه
تُتْلَي مضاف اليه
،
فعلِ
مضارع
عَلَيْهِ قيد ( جار و مجرور )
آياتُ فاعل نا مضاف اليه
قالَ : فعلِ ماضی
فاعل هو المستتر
أَساطيرُ خبرِ مبتدا ی محذوف
اْلأَوَّلينَ مضاف اليه
13
كَلاّ حرفِ ردع
بَلْ حرفِ اضراب رانَ فعلِ ماضی
عَلي قُلُوبِ قيد ( جار و مجرور )
هِمْ
مضاف اليه
مَا فاعل (موصول) كانُوا
فعلِ ناقصه
واو اسمِ
كانُوا
يَكْسِبُونَ فعلِ مضارع و
فاعل واو ضميرِ بارز، خبرِ
كانُوا، (
كانُوا يَكْسِبُونَ در
فارسی ماضی استمراری) 14
كَلاّ حرفِ ردع
إِنَّ حرفِ
مشبه بالفعل
هُمْ اسم
إِنَّ عَنْ رَبِّ
قيد
( جار و مجرور )
هِمْ مضاف اليه
يَوْمَئِذٍ ظرف ، مفعول فيه لَ حرفِ
تاکيد مَحْجُوبُونَ خبر إِنَّ
15
ثُمَّ حرفِ عطف ، ربط
إِنَّ حرفِ
مشبه بالفعل
هُمْ اسم
إِنَّ لَ حرفِ تاکيد صالُوا خبر
إِنَّ
الْجَحيمِ مضاف اليه .(
صالُوا،
صالِيُوا بوده اسمِ
فاعل جمعِ مذکرِ سالم از صلی يصلی )
16
ثُمَّ حرفِ عطف ، ربط
يُقالُ فعلِ مضارع و نايبِ فاعل
هو المستتر هذَا
مبتدا
الَّذي خبر (موصول) كُنْتُمْ
(صله)
فعلِ ناقصه (
تُم اسمِ
كُنْتُمْ
)
بِهِ قيد ( جار و مجرور )
تُكَذِّبُونَ
خبرِ
كُنْتُمْ ،
فعلِ مضارع ،
فاعل واو ضميرِ بارز 17
كَلاّ حرفِ ردع
إِنَّ حرفِ
مشبه بالفعل
كِتابَ اسم
إِنَّ
اْلأَبْرارِ مضاف اليه
لَ حرفِ
تاکيد في عِلِّيِّينَ خبر إِنَّ
( جار و مجرور )
18
وَ حرفِ استيناف
مَا
مبتدا (موصول) أَدْرا فعلِ ماضی
فاعل هو المستتر كَ
مفعول
به (خبر) ما مبتدا
عِلِّيُّونَ خبر 19
كِتابٌ خبرِ مبتدایِ
محذوف ( هو )
مَرْقُومٌ صفت
20
يَشْهَدُ فعلِ مضارع
هُ مفعول
به
الْمُقَرَّبُونَ فاعل
21
إِنَّ حرفِ
مشبه بالفعل
اْلأَبْرارَ اسم
إِنَّ لَ حرفِ تاکيد في نَعيمٍ
خبر
إِنَّ ( جار و مجرور )
22
عَلَي اْلأَرائِكِ قيد ( جار و مجرور )
يَنْظُرُونَ فعلِ مضارع
فاعل واو ضميرِ بارز 23
تَعْرِفُ فعلِ مضارع و
فاعل انتَ
المستتر في وُجُوهِ قيد ( جار و مجرور )
هِمْ مضاف اليه
نَضْرَةَ مفعول به
النَّعيمِ مضاف اليه 24
يُسْقَوْنَ فعلِ مضارع و
فاعل واو ضميرِ بارز مِنْ رَحيقٍ قيد ( جار و مجرور )
مَخْتُومٍ صفت
25
خِتامُ مبتدا هُ مضاف اليه
مِسْكٌ خبر وَ حرفِ اعتراض
في ذلِكَ
قيد ( جار و مجرور )
فَ حرفِ رابطه لْ
امريَتَنافَسِ فعلِ مضارع
الْمُتَنافِسُونَ فاعل 26
وَ حرفِ عطف ، ربط مِزاجُ مبتدا هُ مضاف اليه
مِنْ تَسْنيمٍ
خبر
( جار و مجرور )
27
عَيْنًا
مفعول به
برایِ فعلِ محذوفِ يُسقونَ يا اَمدَحُ
يَشْرَبُ (صفت) فعلِ مضارع
بِهَا قيد ( جار و مجرور )
الْمُقَرَّبُونَ فاعل 28
إِنَّ حرفِ
مشبه بالفعل
الَّذينَ اسم
إِنَّ
(موصول)
أَجْرَمُوا(صله) فعلِ ماضی فاعل واو ضميرِ
بارز كانُوا فعلِ ناقصه واو اسمِ
كانُوا
مِنَ الَّذينَ قيد ( جار و مجرور ) (موصول)
آمَنُوا(صله) فاعل واو ضميرِ بارز يَضْحَكُونَ فعلِ مضارع و
فاعل واو ضميرِ بارز، خبر
كانُوا (كانُوا مِنَ
الَّذينَ آمَنُوا يَضْحَكُونَ خبر
أَنَّ ) 29
وَ حرفِ عطف ، ربط إِذا ظرف ، مفعول فيه
مَرُّوا
مضاف اليه
،
فعلِ ماضی فاعل واو ضميرِ بارز بِهِمْ قيد ( جار و مجرور )
يَتَغامَزُونَ فعلِ مضارع و
فاعل واو ضميرِ بارز 30
وَ
حرفِ عطف ، ربط إِذَا ظرف ، مفعول فيه
انْقَلَبُوا
مضاف اليه
،
فعلِ ماضی فاعل واو ضميرِ بارز إِلي أَهْلِ قيد ( جار و مجرور )
هِمُ مضاف اليه
انْقَلَبُوا فعلِ ماضی
فاعل واو ضميرِ بارز فَكِهينَ
حال31
وَ حرفِ عطف ، ربط إِذا ظرف ، مفعول فيه
رَأَوْ فعلِ ماضی فاعل واو ضميرِ
بارز هُمْ مفعول
به
قالُوا فعلِ ماضی فاعل واو ضميرِ
بارز إِنَّ
حرفِ
مشبه بالفعل هؤُلاءِ اسم
إِنَّ لَ حرفِ تاکيد ضالُّونَ خبر
إِنَّ
32
وَ حرفِ عطف ، ربط ما حرفِ نفی
أُرْسِلُوا فعلِ ماضی
فاعل واو ضميرِ بارز عَلَيْهِمْ قيد ( جار و مجرور )
حافِظينَ حال 33
فَ حرفِ رابطه الْيَوْمَ ظرف ، مفعول فيه
الَّذينَ
مبتدا
(موصول) آمَنُوا(صله)
فعلِ
ماضی فاعل واو ضميرِ بارز مِنَ الْكُفّارِ قيد ( جار و مجرور )يَضْحَكُونَ
خبر،
فعلِ مضارع
و فاعل واو ضميرِ بارز 34
عَلَي اْلأَرائِكِ قيد ( جار و مجرور )
يَنْظُرُونَ فعلِ مضارع و
فاعل واو ضميرِ بارز 35
هَلْ حرفِ پرسشی ، استفهام
ثُوِّبَ فعلِ ماضی
الْكُفّارُ نايب ِفاعل ما(مصدری)
مفعول
به
كانُوا فعلِ ماضی اسم
كانُوا واو ضميرِ
بارز
يَفْعَلُونَ خبرِ كانُوا،
فعلِ
مضارع و فاعل واو ضميرِ بارز 36
پايان