ترجمه در متن

سوره لقمان

بِسْمِ به نامِ اللَّهِ خدايِ الرَّحْمَنِ مهربانِِ الرَّحِيمِ مهربان

الم الف، لام، ميم. 1

تِلْكَ آن آيَاتُ نشانه‏هاي الْكِتَابِ كتابِ الْحَكِيمِ حكمت‌آموز است. 2

هُدًی هدايت وَ رَحْمَةً و رحمتي است لِلْمُحْسِنِينَ براي نيكوكاران، 3

الَّذِينَ آنان ‏كه يُقِيمُونَ به پا مي‏دارندالصَّلَوة نماز را وَ يُؤتُونَ ومي پردازند الزَّكَوةَ زكات و ماليات را وَ هُمْ بِالْآخِرَةِ و به آخرت هُمْ يُوقِنُونَ نيز باور دارند. 4

أُوْلَئكَ آنان عَلَی هُدًی ره‌يافته مِّن رَّبِّهِمْ از جانب پروردگارشان وَ أُوْلَئكَ هُمُ الْمُفْلِحُونَ و رستگارند. 5

وَمِنَ النَّاسَ برخي از مردم مَنْ يَشْتَرِی خريدارِ لَهْوَالحَدِيث سخنِ بيهوده‏اند لِيُضِلَّ تا گمراه كنند عَن سَبِيلِ اللَّهِ از راه خداوند بِغَيْرِعِلْمٍ ندانسته وَيَتَّخِذَ و بگيرند هَا آن را هُزُوًا به استهزاء. أُوْلَئكَ لَهُمْ براي آنان عَذَابٌ عذابي مُهِينٌ خواركننده ‏است. 6

وَإِذَا و چون تُتْلَی تلاوت شود عَلَيْهِ بر او آيَاتُنَا آيات ما وَلَّی روي برمي‏تابد مسْتَكْبِرًا خودخواهانه كَأَنْ گويي لَمْ يَسْمَعْهَا آن را نشنيده، كَأَنَّ گويا فِی در أُذُنَيْهِ گوش‌هايش وَقْرًا سنگينی است، كر شده است، فَبَشِّرْهُ پس او را بشارت ده بِعَذَابٍ به عذابي أَلِيمٍ دردناك. 7

إِنَّ بي‏ترديد الَّذِينَ آمَنُواْ مومنان وَعَمِلُواْ الصَّالِحَاتِ و نيكوكاران لَهُمْ از آنِ ايشان است جَنَّاتُ بهشت‌هاي النَّعِيمِ پر نعمت 8

خَالِدِينَ جاودانه فِيهَا در آنند وَعْدَ وعدهاللَّهِ خداوند حَقًّا حتمي است وَهُوَ و هم او الْعَزِيزُ توانمندِ الْحَكِيمُ داناست. 9

خَلَقَ او آفريد السَّمَاوَاتِ آسمان‌ها را بِغَيرِ بدون عَمَدٍ ستون‌هايي تَرَوْنَهَا كه بتوان‏ ديد وَأَلْقَی و نهاد فِی الْأَرْضِ در زمين رَوَاسِی كوه‌ها، أَنْ تَمِيدَبِكُمْ تا شما را نلرزاند وَ و بَثَ پراكند فِيهَا درآن مِنْ كُلِّ از هر دَابَّةٍ جنبنده‌اي وَ أَنْزَلْنَا و ريزانديم مِنَ السَّمَاءِ از آسمان مَاءً آبي فَأَنْبَتْنَا و رويانديم فِيهَا درآن مِنْ كُلِّ زَوْجٍ گونه‌هاي كَرِيمٍ ارزشمند. 10

هَذَا اين خَلْقُ آفرينشِ اللَّهِ خداوند است فَأَرُونِی اكنون به من نشان دهيد مَاذَا چه خَلَقَ آفريده اند؟ الَّذِينَ مِنْ دُونِهِ ديگر خدايان بَلِ آري الظَّالِمُونَ مشركان فِی ضَلاَلٍ در گمراهيِ مُبِينٍ آشكار هستند. 11

وَ لَقَدْ آتَيْنَا و ما داديم لُقْمَانَ به لقمان الْحِكْمَة فهم و دانايي أَنِ اشْكُرْ لِلَّهِ كه شكر خداي به جاي آر. وَ مَنْ يَشْكُرْ زيرا شكرگزار، فَإِنَّمَا تنها يَشْكُرُ سپاس ‏گزارده است لِنَفْسِهِ به سود خويش وَمَنْ كَفَرَ و هر كه ناسپاسي كند... فَإِنَّ اللَّهَ خداوند غَنِیٌ بي‌نيازِ حَمِيدٌ ستوده است. 12

وَ إِذْ و آن گاه قَالَ لُقْمَانُ لقمان گفت: لِابْنِهِ به پسرش وَ هُوَ يَعِظُهُ كه پندش مي‌داد يَابُنَی فرزندم! لا تُشْرِكْ شريك قرار مده بِاللَّهِ براي خداوند إِنَّ الشِّرْكَ كه بي‌ترديد شرك لَظُلْمٌ ستمِ عَظِيمٌ بزرگي است. 13

وَ وَصَّيْنَا و سفارش كرديم الْإِنْسَانَ به انسان بِوَالِدَيْهِ درباره‌ی پدر و مادرش، حَمَلَتْهُ دوران بارداري أُمُّهُ مادرش وَهْنًا علَی وَهْنٍ با ضعف روز افزون و و فِصَالُهُ و از شير باز گرفتنش فِی عَامَيْنِ پس از دو سال. أَنْ اشْكُرْ كه سپاس‌گزار باش لِی براي من وَلِوَالِدَيْكَ و پدر و مادرت. إِلَی به سوي من است الْمَصِيرُ بازگشت. 14

وَ إِنْ و اگر جَاهَدَا وادارند كَ تو را عَلَی به أَنْ تُشْرِكَ شريك قراردادن بِی براي من مَا آن چه را كه لَيْسَ لَكَ نداري بِهِ به آن عِلْمٌ دانشي فَلَاتُطِعْهُمَا اطاعتشان مكن وَ صَاحِبْهُمَا و با آنان رفتار كن فِی الدُّنْيَا در دنيا مَعْرُوفًا به نيكي وَاتَّبِعْ و پيروي كن سَبِيلَ راه مَنْ كساني كه أَنَابَ بازگشته‌اند إِلَیَّ سوي من، ثمَّ سپس إِلَیَّ به سوي من است مَرْجِعُكُمْ بازگشت شما. فَأُنَبِّئكُمْ آن گاه آگاهتان مي‌كنم بِمَا كُنْتُمْ تَعْمَلُونَ از كارهايتان. 15

يَا بُنَی فرزندم! إِنَّهَا عملي إِنْ اگر تَكُ باشد مِثقَالَ به اندازه‌ی حَبَّةٍ دانه‌ی مِنْ خَرْدَلٍ ريزِ خردل، فَتَكُنْ نهفته فِی صَخْرَةٍ درونِ سنگي أَوْ يا فِی السَّمَاوَاتِ در آسمان‌ها أَوْ فِي الْأَرْضِ يا در زمين، يَأْتِ به حساب مي‌آورد بِهَا آن را اللَّهُ خداوند إِنَّ زيرا اللَّهَ خداوند لَطِيفٌ ريزبين خَبِيرٌ و آگاه است. 16

يَا بُنَیَّ فرزندم! أَقِمِ به پاي دار الصَّلَوةَ نماز را وَ أْمُرْ بِالْمَعْرُوفِ و امر به معروف كن وَ انْهَ و نهي كن عَنِ الْمُنْكَرِ از منكر وَاصْبِرْ و شكيبايي كن عَلَی مَا أَصَابَكَ بر مشكلاتي كه به تو مي‌رسد إِنَّ كه ذَلِكَ آن مِنْ عَزْمِ الْأُمُورِ كاري‏ مهم‏ است. 17

وَ لَاتُصَعِّرْ با بي‌اعتنايي بر مگردان خَدَّكَ روي لِلنَّاسِ از مردم وَ لَاتَمْشَ و راه مرو فِی الْأَرْضِ بر زمين مَرَحًا با تكبٌر إِنَّ زيرا كه اللَّهَ خداوند لَايُحِبُّ دوست نمي‌دارد كُلَّ مُخْتَالٍ هيچ خودپسندِ فَخُورٍ فخر فروشي را. 18

وَاقْصُِدْ ميانه رو باش فِی مَشْيِكَ در راه رفتن وَ اغْضُضْ و آهسته بدار مِنْ صَوْتِكَ صدايت را إِنَّ زيرا كه أَنْكَرَ ناخوش‌ترينِ الْأَصْوَاتِ آوازها لَصَوْتُ بانگ الْحَمِيرِ خران است. 19

أَلَمْ تَرَوْا آيا نينديشيده‌ايد، می‌دانيد؟ أَنَّ كه اللهَ خداوند سَخَّرَ رام نمود لَكُمْ براي شما مَا آن چه فِی السَّمَاوَاتِ در آسمان‌ها وَ مَا فِي ‏الأَرْضِ و زمين است وَأَسْبَغَ و ارزاني داشته عَلَيْكُمْ به شما نِعَمَهُ نعمت‌هاي ظَاهِرَة آشكار وَبَاطِنة و نهانش را وَ امٌا مِنَ النَّاسِ بعضي از مردم مَنْ يُجَادِلُ جدل مي‏كنند فِی اللهِ درباره‌ي خدا بِغَيْرِ عِلْمٍ بدونِ دانشي وَ لَا هُدًی و رهنمودي وَ لَا كِتَابٍ و نوشتة مُنِيرٍ روشن‌گري. 20

وَ إِذَا و چون قِيلَ گفته شود لَهُمُ به ايشان اتَّبِعُوا پيروي كنيد مَا أَنْزَلَ اللهُ دستورات الهي را قَالُوا گويند: بَلْ كه نَتَّبِعُ پيروي مي‌كنيم مَا وَجَدْنَا عَلَيْهِ يافته‌هاي آبَاءَنَا نياكانمان را. أَوَلَوْ حتي اگر كه كَانَ باشد؟ الشَّيْطَانُ شيطان يَدْعُوهُمْ دعوت كننده‌ي ايشان إِلَی عَذَابِ به دوزخِ السَّعِيرِ سوزان! 21

وَ مَنْ و آن كه يُسْلِمْ وَجْهَهُ تسليمِ إِلَي اللهِ خدا وَ هُوَ مُحْسِنٌ و نيكوكار باشد فَقَد اِسْتَمْسَكَ چنگ زده بِالْعُرْوَة الْوُثقَی به ريسمانِ استوار وَ إِلَی اللهِ و با خداوند است عَاقِبَة الْأُمُورِ پايانِ كارها. 22

وَ مَنْ كَفَرَ ناسپاس فَلَايَحْزُنْكَ تو را اندوهگين نكند كُفْرُهُ ناسپاسي او. إِلَيْنَا به سوي ماست مَرْجِعُهُمْ بازگشتشان فَنُنَبِّئهُمْ آنان را آگاه خواهيم كرد بِمَا عَمِلُوا از كردارشان إِنَّ اللهَ زيرا كه خداوند عَلِيمٌ داناست بِذَاتِ به نهان خانة الصُّدُورِ دل‌ها. 23

نُمَتِّعُهُمْ آنان را بهره‌مند مي‌كنيم قَلِيلاً اندكي ثُمَّ سپس نَضْطَرُّهُمْ گرفتارشان مي‌كنيم إِلَی عَذَابٍ به عذابي غَلِيظٍ سخت. 24

وَ لَئنْ و البتٌه اگر سَأَلْتَهُمْ از ايشان بپرسي مَنْ خَلَقَ كيست آفريدگارِ السَّمَاوَاتِ آسمان‌ها وَالأَرْضَ و زمين؟ لَيَقُولُنَّ بي‌ترديد گويند اللهُ خداوند. قُلِ بگو الْحَمْد ُلِلَّهِ سپاس خداي را، بَلْ ولي أَكْثرُهُمْ بيشتر آنان لايَعْلَمُونَ نادانند. 25

لِلَّهِ از آنِ خداوند است مَا آن چه فِی السَّمَاوَاتِ در آسمان‌ها وَالْأَرْضِ و زمين است إِنَّ بي‌ترديداللهَ خداوند هُوَالْغَنِی بي‌نيازِ الْحَمِيدُ ستوده است. 26

وَلَوْ و اگر أَنَّمَا آن چه فِی الْأَرْضِ درزمين، مِنْ شَجَرَةٍ درخت است أَقْلَامٌ قلم شود وَ الْبَحْرُ و دريا، [مركب] يَمُدُهُ افزوده شود مِنْ بَعْدِهِ به آن سَبْعَةُ هفت أَبْحُرٍ دريا، مَانَفِدَتْ به پايان نرسد كَلِمَاتُ اللهِ آثار خداوندي، إِنَّ بي‌ترديد اللهَ خداوند عَزِيزٌ نيرومندِ حَكِيمٌ داناست. 27

مَا نيست خَلْقُكُمْ آفريدن وَلَابَعْثكُمْ و برانگيختنِ شما إلا مگر كَنَفْسٍ وَاحِدَة همانند يكي إِنَّ اللهَ بي‌ترديد خداوند سَمِيعٌ شنوايِ بَصِيرٌ بيناست. 28

 أَلَمْ تَرَ آيا نينديشيده‌اي؟ أَنَّ اللهَ كه خداوند يُولِجُ مي‌كاهد الَّيْلَ ازشب فِی النَّهَارِ براي روز وَ يُولِجُ النَّهَارَ و از روز فِی الَّيْلِ براي شب وَ سَخَّرَ و رام ساخته است الشَّمْسَ وَ الْقَمَرَ خورشيد و ماه را، كُلٌّ هريكي يَجْرِی روان است إِلَی تا أَجَلٍ مدتي مُسَمًّی معيٌن وَ أَنَّ و البتٌه اللهَ خداوند بِمَا تَعْمَلُونَ از كردارتان خَبِيرٌ آگاه است. 29

 ذَلِكَ آن پديده‏ها بِأَنَّ دليل آن است كه اللهَ خداوند هُوَ الْحَقُّ حق است وَأَنَّ مَا و هر آن چه يَدْعُونَ مي‌پرستند، فرامی‌خوانند مِنْ دُونِهِ جز او، الْبَاطِلُ باطل است وَأَنَّ اللهَ زيرا كه خداوند هُوَ الْعَلِی برتر الْكَبِيرُ و بزرگ است. 30

 أَلَمْ تَرَ آيانديده‌اي؟ أَنَّ الْفُلْكَ كه كشتي تَجْرِی روان است فِي الْبَحْرِ در دريا بِنِعْمَتِ اللهِ در پرتو نعمت خداوند لِيُرِيَكُمْ تابه شما نشان دهد مِنْ آيَاتِهِ پاره‏اي از پديده‏هايش را إِنَّ فِی ذَلِكَ كه البتٌه در آن لَآيَاتٍ نشانه‌هايي است لِكُلِّ براي هر صَبَّارٍ شكيبايِ شَكُورٍ سپاس‌گزار. 31

وَ إِذَا و هنگامي كه غَشِيَهُمْ آنان را فرا بگيرد مَوْجٌ موجي كَالظُّلَلِ همانند سايبان، دَعَوُا فرياد كنند اللهَ خدا را، مُخْلِصِينَ لَهُ الدِّينَ دين پيراسته، خالصانه، دل يكتا كرده فَلَمَّا و چون نَجَّاهُمْ آنان را رسانَد إِلَی الْبَرِّ به خشكي فَمِنْهُمْ بعضي مُقْتَصِدٌ به راه درست روند، وَ مَا يَجْحَدُ و انكار نمي‌كنند بِآيَاتِنَا نشانه‌هاي ما را إِلَّا مگر كُلُّ خَتَّارٍ غدٌار حيله‌گر كَفُورٍ ناسپاس. 32

 يَاأَيُّهَاالنَّاسُ مردم! اتَّقُوا رَبَّكُمْ پرواي الهي پيشه كنيد وَاخْشَوْا و بهراسيد يَوْمًا از روزي لَا يَجْزِی كه كيفر را به عهده نگيرد وَالِدٌ هيچ پدري عَنْ وَلَدِهِ بجاي فرزندش وَ لَا مَوْلُودٌ هُوَ جَازٍ و هيچ فرزندي عَنْ وَالِدِهِ شَيْئا به جاي پدرش إِنَّ به راستي كه وَعْدَ اللهِ وعده‌ی خداوند حَقٌّ حتمي است فَلَاتَغُرَّنَّكُمُ شما را نفريبد الْحَيَاةُ الدُّنْيَا زندگاني پستِ دنيا وَ لَايَغُرَّنَّكُمْ و شما را مغرور نكند بِاللهِ به [كرمِ] خداوند الْغَرُورُ شيطان. 33

إِنَّ فقط اللهَ خداوند عِنْدَهُ عِلْمُ السَّاعَة از زمانِ قيامت آگاه است وَ يُنَزِّلُ الْغَيْثَ و او مي‏باراند وَ يَعْلَمُ و مي‏داند مَافِی الْأَرْحَامِ آن چه در رحم‌ها است وَمَاتَدْرِی و نمي‌داند نَفْسٌ آدمي مَاذَا چه تَكْسِبُ به دست مي‌آورد غَدًا فردا وَمَاتَدْرِی نَفْسٌ و هيچكس نمي‌داند بِأَیِّ دركدامين أَرْضٍ سرزمين تَمُوتُ مي‌ميرد إِنَّ امٌا الله خداوند عَلِيمٌ دانا خَبِيرٌ و آگاه است. 34

 

 

 

فارسی

 

 

به نام ِخدایِ مهربانِ مهربان

آن نشانههاي كتابِ حكمت آموز است. 2

هدايت و رحمتي است براي نيكوكاران. 3

آنان كه نماز را به پا مي‌دارند و زكات مي پردازند و به آخرت نيز باور دارند. 4

آنان از جانبِ پروردگارشان ره يافته و رستگارند. 5

برخي خريدارِ سخنانِ بيهوده‌اند تا مردم را ندانسته از راه خدا گمراه كرده، آن را مسخره مي‌‏نمايند، عذابي خوار كننده براي آنان است. 6

و چون آياتِ ما بر او تلاوت شود خودخواهانه روي بر مي‌گرداند گويي آن را نشنيده يا كَر شده است. پس او را به عذابي دردناك بشارت ده. 7

بي‌ترديد بهشت‌هاي پرنعمت ازآنِ مومنانِ نيكوكار است. 8

جاودانه درآنند، وعده‌ی خداوند حتمي است و هم او توانمندِ داناست. 9

او آسمان‌ها را با ستون‌هاي نامريي برافراشت و كوه‌ها را در زمين نهاد تا شما را نلرزاند، و از هر جنبنده‌اي در آن پراكند. ما از آسمان بارانديم و در زمين گونه‌هايِ ارزشمند رويانديم. 10

اين آفرينشِ خداوند است، اينك به من نشان دهيد، ديگر خدايان چه آفريده‌اند؟

آري، مشركان در گمراهيِ آشكارند. 11

ما به لقمان فهم و دانايي داديم: كه شكرِ خداي به جاي آر، زيرا سپاس گزار به سودِ خويش سپاس گفته، و هر كه ناسپاسي كند ...، خداوند بي‌نيازِ ستوده است. 12

لقمان به هنگام پند دادن به پسرش گفت: فرزندم براي خداوند شريك قرار مده. بي‌ترديد شرك توهين بزرگي است. 13

و به انسان در باره‌ی پدر و مادرش سفارش كرديم، دورانِ بارداري مادر و ضعف روزافزون و دو سال شيردادنِ او را. كه سپاسگزارِ من و پدر و مادرت باش. و بدان كه بازگشت به سوي من است. 14

و اگر تو را وادار كنند تا چيزي را ندانسته شريك من قرار دهي، اطاعتشان مكن. و در دنيا با آنان به نيكي رفتار كن و از راه آنان كه به سوي من آمده‏اند پيروي كن كه بازگشت شما به سوي من است. آن گاه شما را از كارهايتان آگاه مي‏كنم. 15

اگر كاري به اندازه‌ي دانه ريزِ خردل باشد، نهفته درونِ سنگي يا در آسمان‌ها، يا در زمين، خداوند آن را به حساب مي‏آورد. زيرا خداوند ريزبين و آگاه است. 16

 نماز را به پادار و امر به معروف و نهي از منكر كن و بر مشكلات شكيبا باش كه اين‌ها كاري مهم است. 17

با بي‌اعتنايي از مردم روي برمگردان و با تكبُّر بر زمين راه مرو، بي‏ترديد خداوند هيچ خودپسندِ فخرفروشي را دوست نمي‏دارد. 18

در راه رفتن ميانه‏رو باش و صدايت را آهسته بدار، كه ناخوش‏ترينِ آوازها بانگ خران است. 19

آيا نمی‌دانيد؟ كه خداوند براي شما رام نموده آنچه در آسمان‏ها و زمين است و نيز نعمت‏هاي آشكار و نهانش را به شما ارزاني داشته. اما برخي از مردم بي‏هيچ دانشي و رهنمودي و نوشته‌ي روشنگري  درباره‌ي خداوند جدل مي‏كنند. 20

و چون به ايشان گفته شود از دستورات الهي پيروي كنيد، گويند: ما از يافته‏هاي پدرانمان پيروي مي‏كنيم. حتي اگر شيطان دعوت كننده‌ی ايشان به دوزخ سوزان باشد؟ 21

نيكوكاري كه در برابر خداوند تسليم باشد به ريسمان مطمئـن چنگ زده است. و پايان همه‌ي كارها به سوي خداوند است. 22

ناسپاسيِ كافر تو را غمگين نسازد، بازگشت آنان به سوي ماست. آنان را از كردارشان آگاه خواهيم كرد. بي‌شك خداوند به نهان خانه‌ي دل‌ها داناست. 23

آنان را اندكي بهره‏مند ساخته سپس به عذابي سخت گرفتارشان خواهيم كرد. 24

و اگر از ايشان بپرسي: آفريدگار آسمان‏ها و زمين كيست؟ بي‏ترديد گويند: خداوند.

بگو: خداي را سپاس. ولي بيشتر ايشان نادانند. 25

آنچه در آسمان‏ها و زمين است از آنِ خداوند است. البته خداوند بي‏نيازِ ستوده است. 26

و اگر تمامي درختان زمين قلم و بي‏نهايت دريا مركب شود، آثار خداوندي به پايان نمي‏رسد و بي‏ترديد خداوند نيرومندِ داناست. 27

آفريدن و زنده كردن شما يكي است. البته خداوند شنوايِ بينا است. 28

آيا نينديشيده‏اي؟ كه خداوند از شب براي روز و از روز براي شب مي‏كاهد و خورشيد و ماه را رام ساخته، هركدام تا زماني معيَّن به سير خود ادامه مي‎دهند. البته خداوند از كردارتان آگاه است. 29

آن پديده‌ها دليل آن است كه خداوند حق، و آن چه جز او مي‎پرستند باطل است. بي‎ترديد خداوند برتر و بزرگ است. 30

آيا نديده‏اي؟  كشتي در پرتو نعمت خداوند در دريا روان است، تا خداوند پاره‏اي از پديده‏هايش را به شما نشان دهد. چرا كه در آن براي هر شكيبايِ سپاسگزار نشانه‏هايي است. 31

و چون موج‏هايي همانند سايبان آنان را فرا بگيرد، خدا را خالصانه فرياد كنند و چون آنان را به خشكي رسانَد، برخي به راه درست مي‏روند و  نشانه‏هاي ما را، تنها حيله‏گرانِ ناسپاس، انكار مي‏كنند. 32

پرواي الهي پيشه كنيد و بهراسيد از روزي كه پدر براي فرزند و فرزند براي پدر سودي نخواهد داشت. بي‏ترديد وعده‌ي خداوند حتمي است. به هوش كه زندگاني پستِ دنيا شما را نفريبد و شيطان شما را به ]كرمِ[ خدا مغرورتان نسازد. 33

فقط خداوند از وقت قيامت آگاه است. و اوست كه مي‏باراند و از آن چه در رحِم‏هاست آگاه است. و كسي از آينده‌ي خود اطلاعي نداشته، نمي‏داند در چه سرزميني خواهد مرد و خداوند دانا و آگاه است. 34

 

 

تجزيه و ترکيب

 

بِسْمِ قيد* اللَّهِ مضاف‏‏اليه الرَّحْمَنِ صفت الرَّحِيمِ صفت

*قيد براي فعل محذوف أَشْرَعُ يا أَسْتَعِينُ

الم الف، لام، ميم.1

 

 تِلْكَ مبتدا آيَاتُ خبر الْكِتَابِ مضاف‏‏اليه الْحَكِيمِ صفت. 2

 

 هُدًى حال وَ عطف رَحْمَةً معطوف لِلْمُحْسِنِينَ جار ومجرور (قيد). 3

 

الَّذِينَ صفت (اسم موصول) يُقِيمُونَ فعل وفاعل (جملة صله) الصَّلَوةَ مفعول وَ عطف يُؤْتُونَ فعل و فاعل الزَّكَوةَ مفعول وَ حال [هُمْ مبتدا بِالْآخِرَةِ قيد هُمْ تأكيد يُوقِنُونَ خبر] جملة حاليه. 4

 

 أُوْلَئِكَ مبتدا عَلَى هُدًى جارو مجرور ( خبر) مِّن رَّبـِّ جار ومجرور (قيد) هِمْ مضاف‏‏اليه وَ عطف أُوْلَئِكَ مبتدا هُمُ ضميرفصل (عماد) الْمُفْلِحُونَ خبر. 5

 

 وَ استيناف مِنَ النَّاسِ جار ومجرور (خبرمقدٌم) مَنْ مبتداي موخٌر(موصول) يَشْتَرِى فعل و فاعل (صله) لَهْوَ مفعول الحَدِيثِ مضاف‏‏اليه لِيُضِلَّ فعل (مضارع منصوب) وفاعل عَن سَبِيلِ جار ومجرور (قيد) اللَّهِ مضاف‏‏اليه بِغَيْرِ جار ومجرور (قيد) عِلْمٍ مضاف‏‏اليه وَ عطف يَتَّخِذَ فعل و فاعل هَا مفعول هُزُوًا مفعول دوم . أُوْلَئِكَ مبتدا [لَهُمْ جار ومجرور (خبرمقدم) عَذَابٌ مبتداي موخّر] (جمله خبر) مُهِينٌ صفت. 6

 

 وَ عطف إِذَا مفعول فيه (ظرف) تُتْلَى فعل عَلَيْهِ قيد آيَاتُـ نايب فاعل نَا مضاف‏‏اليه وَلَّى فعل و فاعل مسْتَكْبِرًا حال كَأَنْ حرف مشبهه بالفعل (اسم محذوف) [لَمْ يَسْمَعـْ فعل و فاعل هَا مفعول] خبر كَأَنَّ ناسخ [فِى أُذُنَيْـ جار ومجرور (قيد) هِ مضاف‏اليه] خبرمقدم وَقْرًا اسم موخٌر، فَـ رابطه بَشِّرْ فعل و فاعل هُ مفعول بِعَذَابٍ جار ومجرور (قيد) أَلِيمٍ صفت. 7

 

إِنَّ ح.مشبهه بالفعل الَّذِينَ اسم إنٌ (موصول) آمَنُواْ فعل و فاعل (صله) وَ عطف عَمِلُواْ فعل و فاعل الصَّالِحَاتِ مفعول [لَهُمْ جار ومجرور (خبرمقدم) جَنَّاتُ مبتداي موخٌر النَّعِيمِ مضاف‏‏اليه] جمله خبر إنٌ. 8

 

 خَالِدِينَ حال (قيد حالت) فِيهَا جار ومجرور (قيد) وَعْدَ مفعول مطلق براي فعل محذوف وَعَدَ اللَّهِ مضاف‏‏اليه حَقًّا مفعول مطلق (براي تأكيدمضمون جمله) وَ حال [هُوَ مبتدا الْعَزِيزُ خبر الْحَكِيمُ خبر دوم] جملة حاليه. 9

 

خَلَقَ فعل و فاعل(هو) السَّمَاوَاتِ مفعول بِغَيرِ جار ومجرور (قيد) عَمَدٍ مضاف‏‏اليه [تَرَوْنَـ فعل و فاعل(أنتَ) هَا مفعول] جمله وصفيٌه وَ عطف أَلْقَى فعل و فاعل فِى الْأَرْضِ جار ومجرور (قيد) رَوَاسِىَ مفعول ، أَنْ ح.نصب تَمِيدَ فعل و فاعل بِكُمْ جار ومجرور (قيد) وَ عطف بَثَّ فعل و فاعل فِيهَا جار ومجرور (قيد) مِنْ كُلِّ جار ومجرور (قيد) دَابَّةٍ مضاف‏‏اليه وَ استيناف أَنْزَلْنَا فعل و فاعل مِنَ السَّمَاءِ جار ومجرور (قيد) مَاءً مفعول فَـ عطف أَنْبَتْنَا فعل و فاعل فِيهَا جار ومجرور (قيد) مِنْ كُلِّ جار ومجرور (قيد) زَوْجٍ مضاف‏‏اليه كَرِيمٍ صفت. 10

 

 هَذَا مبتدا خَلْقُ خبر اللَّهِ مضاف‏‏اليه فَـ ربط أَرُو فعل و فاعل نِـ وقايه ى مفعول مَاذَا مفعول دوم خَلَقَ فعل الَّذِينَ فاعل(موصول) مِنْ دُونِـهِ صله بَلِ ح.اضراب الظَّالِمُونَ مبتدا فِى ضَلاَلٍ جار ومجرور (خبر) مُبِينٍ صفت. 11

 

*****

وَ ح.قسم لَـ جواب قسم قَدْ ح.تحقيق آتَيْنَا فعل و فاعل لُقْمَانَ مفعول الْحِكْمَةَ مفعول دوم أَنِ ح.تفسير اُشْكُرْ فعل و فاعل لِلَّهِ قيد. وَ استيناف مَنْ مبتدا (اسم شرط) [يَشْكُرْ فعل و فاعل] خبر فَـ رابطه إِنَّمَا كلمى حصر يَشْكُرُ فعل و فاعل لِنَفْسِهِ جار ومجرور (قيد) و مضاف‏اليه وَ عطف مَنْ مبتدا (اسم شرط) كَفَرَ فعل و فاعل (خبر) فَـ رابطه إِنَّ ح.مشبهه بالفعل اللَّهَ اسم غَنِىٌّ خبر حَمِيدٌ خبردوم. 12

 

 وَ استيناف إِذْ ظرف (مفعول فعل أُذْكُرمحذوف) قَالَ فعل لُقْمَانُ فاعل لِابْنِـ جار ومجرور (قيد) هِ مضاف‏‏اليه وَ حال [هُوَ مبتدا يَعِظُهُ فعل و فاعل ومفعول (خبر)] جمله­ى حاليه يَا ح.ندا بُنَىَّ ! منادايِ مضاف و مضاف‏‏اليه لَا ح.نهي تُشْرِكْ فعل و فاعل بِاللَّهِ جار ومجرور (قيد) إِنَّ ح.مشبهه بالفعل الشِّرْكَ اسم لَـ ح.ابتدا ظُلْمٌ خبر عَظِيمٌ صفت. 13

 

 وَ استيناف وَصَّيْنَا فعل و فاعل الْإِنْسَانَ مفعول بِوَالِدَيْه جار ومجرور (قيد) و مضاف‏‏اليه (بِوَالِدَيْهِ = بِوَالِدَيْنِهِ بوده است. نون جمع و متْني در اضافه حذف مي‏شود.) حَمَلَتْهُ فعل و مفعول أُمُّهُ فاعل و مضاف‏‏اليه وَهْنًا حال علَى وَهْنٍ جار ومجرور (قيد) وَ عطف فِصَالُهُ مبتدا و مضاف‏‏اليه فِى عَامَيْنِ جار ومجرور (خبر) . أَنِ ح.تفسير اشْكُرْ فعل و فاعل لِى جار ومجرور (قيد) وَ عطف لِوَالِدَيْكَ قيد و مضاف‏‏اليه إِلَىَّ جار ومجرور (خبر مقدم) الْمَصِيرُ مبتداي موخٌر. 14

 

 وَ عطف إِنْ ح.شرط جَاهَدَا فعل شرط و فاعل كَ مفعول عَلَى ح.جر أَنْ ح.نصب(ح.مصدري) تُشْرِكَ فعل و فاعل بِى جار ومجرور (قيد) مَا مفعول(موصول) [لَيْسَ فعل ناقصه لَكَ جار ومجرور (خبرمقدٌمِ ليس) بِهِ جار ومجرور (قيد) عِلْمٌ اسم موخٌر ليس] صله فَـ رابطه لَاتُطِعْهُمَا فعل و فاعل ومفعول (جواب شرط) وَ عطف صَاحِبْهُمَا فعل و فاعل ومفعول فِى الدُّنْيَا جار ومجرور (قيد) مَعْرُوفًا مفعول مطلق وَ عطف اتَّبِعْ فعل و فاعل سَبِيلَ مفعول مَنْ مضاف‏‏اليه (موصول) أَنَابَ فعل و فاعل(صله) إِلَىَّ جار ومجرور (قيد) ، ثُمَّ عطف إِلَىَّ جار ومجرور (خبر مقدم) مَرْجِعُـ مبتداي موخٌر كُمْ مضاف‏‏اليه فَأُنَبِّئُكُمْ عطف ـ فعل و فاعل ومفعول بِمَا جار ومجرور (قيد) كُنْتُمْ فعل ناقصه واسمش تَعْمَلُونَ فعل و فاعل (خبر). 15

 

 يَابُنَىَّ ! ح.ندا ، منادا و مضاف‏‏اليه إِنَّهَا ح.مشبهه بالفعل و اسمش إِنْ ح.شرط تَكُ فعل ناقصه و اسمش(هِيَ) مِثْقَالَ خبر حَبَّةٍ مضاف‏‏اليه مِنْ خَرْدَلٍ جار ومجرور (قيد) ، فَتَكُنْ ح.عطف، فعل ناقصه و اسمش (هي) فِى صَخْرَةٍ جار ومجرور (خبر) أَوْ ح.عطف فِى السَّمَاوَاتِ جار ومجرور (قيد) أَوْ ح.عطف فِي الْأَرْضِ جار ومجرور (قيد) ، يَأْتِ فعل مجزوم (جواب شرط) بِهَا جار ومجرور (قيد) اللَّهُ فاعل إِنَّ ح.مشبهه بالفعل اللَّهَ اسم لَطِيفٌ خبر خَبِيرٌ خبردوم. 16

 

 يَا بُنَىَّ ! ح.ندا ، منادا و مضاف‏‏اليه أَقِمِ فعل و فاعل الصَّلَوةَ مفعول وَ ح.عطف أْمُرْ فعل امر و فاعل(انت) بِالْمَعْرُوفِ جار ومجرور (قيد) وَ ح.عطف انْهَ فعل امر و فاعل(أنتَ) عَنِ الْمُنْكَر جار ومجرور (قيد) وَ اصْبِرْ ح.عطف و فعل و فاعل عَلَى ح.جر مَا مجرور ، موصول أَصَابَكَ فعل و فاعل ومفعول(صله) إِنَّ ح.مشبهه بالفعل ذَلِكَ اسم مِنْ عَزْمِ جار ومجرور (خبر) الْأُمُورِ مضاف‏‏اليه. 17

 

 وَ لَاتُصَعِّرْ ح.عطف ، ح.نهي ، فعل و فاعل(أنتَ) خَدَّكَ مفعول ومضاف‏اليه لِلنَّاسِ جار ومجرور (قيد) وَ لَاتَمْشِ ح.عطف ، فعل و فاعل فِى الْأَرْضِ جار ومجرور (قيد) مَرَحًا حال إِنَّ ح.مشبهه بالفعل اللَّهَ اسم [ لاَ ح.نفي يُحِبُّ فعل و فاعل كُلَّ مفعول مُخْتَالٍ مضاف‏‏اليه فَخُورٍ صفت] خبر. 18

 

 وَ اقْصِدْ ح.عطف،فعل و فاعل فِى مَشْيِكَ جار ومجرور (قيد) و مضاف‏‏اليه وَ اغْضُضْ ح.عطف، فعل و فاعل مِنْ صَوْتِكَ جار ومجرور (قيد) ومضاف‏‏اليه إِنَّ ح.مشبهه بالفعل أَنْكَرَ اسم الْأَصْوَاتِ مضاف‏‏اليه لَـ ح.ابتدا صَوْتُ خبر الْحَمِير مضاف‏‏اليه. 19

 

 أَ ح.استفهام لَمْ ح.جحد تَرَوْا ؟ فعل و فاعل(واو) أَنَّ ح.مشبهه بالفعل اللهَ اسم سَخَّرَ فعل و فاعل (خبر) لَكُمْ جار ومجرور (قيد) مَا مفعول (موصول) فِى السَّمَاوَاتِ جار ومجرور (صله) وَ مَا فِي ‏الأَرْضِ ح.عطف ، معطوف، صله وَ أَسْبَغَ ح.عطف ، فعل و فاعل عَلَيْكُمْ جار ومجرور (قيد) نِعَمَهُ مفعول ، مضاف‏‏اليه ظَاهِرَةً حال وَ بَاطِنَةً ح.عطف، معطوف وَ استيناف مِنَ النَّاسِ جار ومجرور (خبرمقدم) مَنْ مبتداي موخٌر(موصول) يُجَادِلُ فعل و فاعل (صله) فِى اللهِ جار ومجرور (قيد) بِغَيْرِ عِلْمٍ جار ومجرور (قيد) و مضاف‏‏اليه وَ ح.عطف لاَ ح.نفي هُدًى معطوف وَ لا كِتَابٍ ح.عطف، ح.نفي، معطوف مُنِير صفت. 20

 

وَ استيناف إِذَا ظرف قِيلَ فعل لَهُمُ جار ومجرور (قيد) اتَّبِعُوا فعل و فاعل( جملى فعليه نايب فاعلِ قيلَ ) مَا مفعول (موصول) [ أَنْزَلَ فعل اللهُ فاعل ] صله قَالُوا فعل و فاعل بَلْ ح.اضراب نَتَّبِعُ فعل و فاعل مَا مفعول (موصول) وَجَدْنَا فعل و فاعل(صله) عَلَيْهِ جار ومجرور (قيد) آبَاءَ مفعول نَا مضاف‏‏اليه أَ ح.استفهام وَ حال لَوْ ح.شرط كَانَ فعل ناقصه الشَّيْطَانُ اسم كان يَدْعُوهُمْ فعل و فاعل ومفعول ( خبركان) إِلَى عَذَابِ جار ومجرور (قيد) السَّعِيرِ مضاف‏اليه. 21

 

وَ استيناف [مَنْ مبتدا(اسم شرط) يُسْلِمْ فعل شرط و فاعل وَجْهَهُ مفعول ومضاف‏‏اليه] خبر إِلَي اللهِ جار ومجرور (قيد) وَ حال [هُوَ مبتدا مُحْسِنٌ خبر] جمله حاليه فَـ رابطه [قَد ح.تحقيق اِسْتَمْسَكَ فعل و فاعل (جواب‏شرط)] ماضي نقلي بِالْعُرْوَةِ جار ومجرور (قيد) الْوُثْقَى صفت(اسم‏تفضيل) وَ استيناف إِلَى اللهِ جار ومجرور (خبرمقدم) عَاقِبَةُ مبتداي موخٌر الْأُمُورِ مضاف‏اليه. 22

 

وَ ح.عطف مَنْ مبتدا(اسم شرط)كَفَرَ فعل شرط و فاعل [فَـ رابطه لَايَحْزُنْكَ فعل نهي و مفعول كُفْرُهُ فاعل ومضاف‏‏اليه] جواب شرط إِلَيْنَا جار ومجرور (خبرمقدم) مَرْجِعُهُمْ مبتداي موخٌر و مضاف‏‏اليه فَـ ح.عطف نُنَبِّئُهُمْ فعل و فاعل ومفعول بِمَا جار ومجرور (قيد) و موصول عَمِلُوا فعل و فاعل(صله) إِنَّ ح.مشبهه بالفعل اللهَ اسم عَلِيمٌ خبر بِذَاتِ جار ومجرور (قيد) الصُّدُورِ مضاف‏‏اليه. 23

 

 نُمَتِّعُهُمْ فعل و فاعل ومفعول قَلِيلًا صفت جانشين مفعول مطلق ثُمَّ ح.عطف نَضْطَرُّهُمْ فعل و فاعل ومفعول إِلَى عَذَابٍ جار ومجرور (قيد) غَلِيظٍ صفت. 24

 

 وَ ح.استيناف لَـ ح.تأكيد ئِنْ ح.شرط سَأَلْتَهُمْ فعل شرط و فاعل ومفعول مَنْ مبتدا ( اسم استفهام) خَلَقَ فعل و فاعل(خبر) السَّمَاوَاتِ مفعول وَ ح.عطف الَأَرْضَ؟ معطوف لَـ ح.تأكيد يَقُولُنَّ فعل و فاعل و نون تأكيد اللهُ مبتداو خبرِ محذوف( رَبي) قُلِ فعل امر و فاعل الْحَمْدُ مبتدا لِلَّهِ خبر بَلْ ح.اضراب أَكْثَرُ مبتدا هُمْ مضاف‏‏اليه لايَعْلَمُونَ فعل نفي و فاعل (خبر). 25

 

 لِلَّهِ جار ومجرور (خبرمقدم) مَا مبتداي موخٌر (موصول ) فِى السَّمَاوَاتِ جار ومجرور (صله) وَ ح.عطف الْأَرْضِ معطوف إِنَّ ح.مشبهه بالفعل اللهَ اسم هُوَ ضميرفصل الْغَنِىُّ خبر الْحَمِيدُ خبر دوم. 26

 

 وَ استيناف لَوْ ح.شرط أَنَّ ح.مشبهه بالفعل مَا اسم(موصول) فِى الْأَرْضِ جار ومجرور ، شبه جمله (صله) مِنْ شَجَرَةٍ جار ومجرور (تميزِ اسم أَنٌ) أَقْلَامٌ خبر وَ حال الْبَحْرُ مبتدا [يَمُدُّهُ فعل ومفعول مِنْ بَعْدِهِ جار ومجرور (قيد) و مضاف‏‏اليه سَبْعَةُ فاعل أَبْحُر تميز] خبر مَا ح.نفي نَفِدَتْ فعل نفي كَلِمَاتُ فاعل اللهِ مضاف‏‏اليه إِنَّ ح.مشبهه بالفعل اللهَ اسم عَزِيزٌ خبر حَكِيمٌ خبر دوم. 27

 

 مَا ح.نفي خَلْقُكُمْ مبتدا ومضاف‏‏اليه وَ ح.عطف لابَعْثُكُمْ ح.نفي و معطوف و مضاف‏‏اليه إِلا ح.إستتْناء كَنَفْسٍ جار ومجرور (خبر) وَاحِدَةٍ صفت إِنَّ ح.مشبهه بالفعل اللهَ اسم سَمِيعٌ خبر بَصِيرٌ خبر دوم. 28

 

 أَ ح.استفهام لَمْ ح.نفي تَرَ فعل مضارع به حذف حرف ياء و فاعل أَنَّ ح.مشبهه بالفعل اللهَ اسم يُولِجُ فعل و فاعل (خبر) الَّيْلَ مفعول فِى النَّهَارِ جار ومجرور (قيد) وَ ح.عطف يُولِجُ فعل و فاعل النَّهَارَ مفعول فِى الَّيْلِ جار ومجرور (قيد) وَ ح.عطف سَخَّرَ فعل و فاعل الشَّمْسَ مفعول وَ ح.عطف الْقَمَرَ معطوف كُلٌّ مبتدا يَجْرِى فعل و فاعل (خبر) إِلَى أَجَلٍ جار ومجرور (قيد) مُسَمًّى صفت وَ ح.عطف أَنَّ ح.مشبهه بالفعل اللهَ اسم بِمَا جار ومجرور (موصول) تَعْمَلُونَ فعل و فاعل (صله) خَبِيرٌ خبر. 29

 

 ذَلِكَ مبتدا بِأَنَّ ح.جر و ح.مشبهه بالفعل اللهَ اسم هُوَ ضمير فصل الْحَقُّ خبر وَ ح.عطف أَنَّ ح.مشبهه بالفعل مَا اسم(موصول) يَدْعُونَ فعل و فاعل (صله) مِنْ دُونِهِ جار ومجرور (قيد) و مضاف‏‏اليه الْبَاطِلُ خبر وَ ح.عطف أَنَّ ح.مشبهه بالفعل اللهَ اسم هُوَ ضمير فصل الْعَلِىُّ خبر الْكَبِيرُ خبر دوم. 30

 

 أَ ح.استفهام لَمْ ح.جحد تَرَ فعل و فاعل أَنَّ ح.مشبهه بالفعل الْفُلْكَ اسم تَجْرِى فعل و فاعل (خبر) فِي الْبَحْرِ جار ومجرور (قيد) بِنِعْمَتِ جار ومجرور (قيد) اللهِ مضاف‏‏اليه لِيُرِيَكُمْ ح.نصب و فعل و فاعل ومفعول مِنْ آيَاتِهِ جار ومجرور (قيد) ومضاف‏‏اليه إِنَّ ح.مشبهه بالفعل فِى ذَلِكَ جار ومجرور (خبرِ برمقدم) لَآيَاتٍ ح.ابتدا و اسم موخٌر إنٌ لِكُلِّ جار ومجرور (قيد) صَبَّارٍ مضاف‏‏اليه شَكُورٍ صفت. 31

 

وَ استيناف إِذَا ظرف غَشِيَهُمْ فعل و مفعول مَوْجٌ فاعل كَالظُّلَلِ جار ومجرور (قيد) دَعَوُا فعل و فاعل اللهَ مفعول مُخْلِصِينَ حال لَهُ جار ومجرور (قيد) الدِّينَ مفعولِ حال فَلَمَّا ح.عطف و ظرف نَجَّاهُمْ فعل و فاعل و مفعول إِلَى الْبَرِّ جار ومجرور (قيد) فَمِنْهُمْ ح.رابطه، جار ومجرور (خبرمقدم) مُقْتَصِدٌ مبتداي موخٌر وَ ح.استيناف مَا ح.نفي يَجْحَدُ فعل بِآيَاتِنَا جار ومجرور (قيد) ومضاف‏‏اليه إلاّ ح.استثنا كُلُّ فاعل خَتَّارٍ مضاف‏‏اليه كَفُورٍ صفت. 32

 

يَا أَيُّهَا النَّاسُ ح.ندا ، منادا ح.تنبيه و عطف بيان اتَّقُوا فعل و فاعل رَبَّكُمْ مفعول و مضاف‏‏اليه وَ ح.عطف اخْشَوْا فعل و فاعل يَوْمًا مفعول [ لاَيَجْزِى فعل نفي وَالِدٌ فاعل عَنْ وَلَدِهِ جار ومجرور (قيد) ومضاف‏‏اليه وَ ح.عطف لا ح.نفي مَوْلُودٌ معطوف هُوَ مبتدا جَازٍ خبر عَنْ وَالِدِهِ جار ومجرور (قيد) ومضاف‏‏اليه شَيْئًا مفعول] صفت جمله فعليه إَنَّ ح.مشبهه بالفعل وَعْدَاللهِ اسم و مضاف‏‏اليه حَقٌّ خبر فَلَاتَغُرَّنَّكُمُ ح.عطف ، فعل نهي ، نون تأكيد ومفعول الْحَيَاةُ فاعل الدُّنْيَا صفت وَ ح.عطف لَايَغُرَّنَّكُمْ فعل نهي ، نون تأكيد ومفعول بِاللهِ جار ومجرور (قيد) الْغَرُورُ فاعل. 33

 

إِنَّ ح.مشبهه بالفعل اللهَ اسم إنٌ [عِنْدَهُ ظرف (خبرمقدم) و مضاف‏‏اليه عِلْمُ مبتداي موخٌر السَّاعَةِ مضاف‏‏اليه] خبر إنٌ وَ ح.عطف يُنَزِّلُ الْغَيْثَ فعل و فاعل ومفعول وَ ح.عطف يَعْلَمُ فعل و فاعل مَا مفعول (موصول) فِى الْأَرْحَامِ جار ومجرور (صله) وَ ح.استيناف مَا تَدْرِى فعل نفي نَفْسٌ فاعل. مَاذَا مفعول مقدم تَكْسِبُ فعل و فاعل غَدًا ظرف وَ مَا تَدْرِى ح.عطف و فعل نفي نَفْسٌ فاعل بِأَىِّ اسم استفهام (جار ومجرور (قيد) أَرْضٍ مضاف‏‏اليه تَمُوتُ فعل و فاعل إِنَّ ح.مشبهه بالفعل اللهَ اسم عَلِيمٌ خبر خَبِيرٌ خبر دوم. 34

 

 

 

پايان