سوره لقمان
بِسْمِ
به نامِ
اللَّهِ
خدايِ
الرَّحْمَنِ مهربانِِ
الرَّحِيمِ
مهربان
الم
الف، لام،
ميم.
1
تِلْكَ آن آيَاتُ نشانههاي الْكِتَابِ كتابِ الْحَكِيمِ حكمتآموز است. 2
هُدًی
هدايت
وَ
رَحْمَةً
و رحمتي است
لِلْمُحْسِنِينَ
براي نيكوكاران،
3
الَّذِينَ
آنان
كه
يُقِيمُونَ
به پا ميدارندالصَّلَوة
نماز را
وَ
يُؤتُونَ
ومي پردازند
الزَّكَوةَ زكات و
ماليات را
وَ هُمْ بِالْآخِرَةِ
و به آخرت
هُمْ يُوقِنُونَ
نيز باور
دارند. 4
أُوْلَئكَ
آنان
عَلَی هُدًی
رهيافته
مِّن
رَّبِّهِمْ
از جانب پروردگارشان
وَ
أُوْلَئكَ هُمُ الْمُفْلِحُونَ
و رستگارند. 5
وَمِنَ النَّاسَ برخي از مردم
مَنْ يَشْتَرِی
خريدارِ
لَهْوَالحَدِيث
سخنِ بيهودهاند
لِيُضِلَّ
تا گمراه
كنند
عَن سَبِيلِ اللَّهِ
از راه خداوند
بِغَيْرِعِلْمٍ ندانسته
وَيَتَّخِذَ
و بگيرند
هَا
آن را
هُزُوًا
به استهزاء.
أُوْلَئكَ لَهُمْ
براي آنان
عَذَابٌ
عذابي
مُهِينٌ
خواركننده است. 6
وَإِذَا
و چون
تُتْلَی
تلاوت شود
عَلَيْهِ
بر او
آيَاتُنَا
آيات ما
وَلَّی
روي برميتابد
مسْتَكْبِرًا
خودخواهانه
كَأَنْ
گويي
لَمْ يَسْمَعْهَا
آن را
نشنيده،
كَأَنَّ گويا
فِی
در أُذُنَيْهِ گوشهايش
وَقْرًا
سنگينی است، كر شده است،
فَبَشِّرْهُ
پس او را بشارت ده
بِعَذَابٍ به عذابي أَلِيمٍ
دردناك. 7
إِنَّ
بيترديد
الَّذِينَ
آمَنُواْ
مومنان
وَعَمِلُواْ الصَّالِحَاتِ
و نيكوكاران
لَهُمْ
از آنِ
ايشان است
جَنَّاتُ
بهشتهاي
النَّعِيمِ
پر نعمت
8
خَالِدِينَ
جاودانه
فِيهَا
در آنند
وَعْدَ وعدهاللَّهِ
خداوند حَقًّا
حتمي است
وَهُوَ
و هم او
الْعَزِيزُ توانمندِ
الْحَكِيمُ
داناست. 9
خَلَقَ
او آفريد
السَّمَاوَاتِ
آسمانها را
بِغَيرِ
بدون
عَمَدٍ
ستونهايي
تَرَوْنَهَا
كه بتوان
ديد
وَأَلْقَی و نهاد
فِی
الْأَرْضِ در زمين
رَوَاسِی
كوهها،
أَنْ
تَمِيدَبِكُمْ
تا شما را نلرزاند
وَ و
بَثَ پراكند
فِيهَا
درآن
مِنْ
كُلِّ
از هر
دَابَّةٍ
جنبندهاي
وَ
أَنْزَلْنَا
و ريزانديم
مِنَ
السَّمَاءِ
از آسمان
مَاءً
آبي
فَأَنْبَتْنَا و رويانديم
فِيهَا
درآن
مِنْ
كُلِّ زَوْجٍ
گونههاي
كَرِيمٍ
ارزشمند.
10
هَذَا
اين
خَلْقُ
آفرينشِ
اللَّهِ
خداوند است
فَأَرُونِی
اكنون به من نشان دهيد
مَاذَا
چه
خَلَقَ
آفريده اند؟
الَّذِينَ مِنْ دُونِهِ ديگر
خدايان
بَلِ
آري
الظَّالِمُونَ
مشركان
فِی
ضَلاَلٍ در گمراهيِ
مُبِينٍ آشكار هستند. 11
وَ
لَقَدْ آتَيْنَا و ما داديم
لُقْمَانَ
به لقمان
الْحِكْمَة
فهم و دانايي
أَنِ اشْكُرْ لِلَّهِ
كه شكر خداي
به جاي آر.
وَ مَنْ يَشْكُرْ
زيرا شكرگزار،
فَإِنَّمَا تنها
يَشْكُرُ سپاس گزارده است
لِنَفْسِهِ
به سود خويش
وَمَنْ كَفَرَ
و هر كه
ناسپاسي كند...
فَإِنَّ اللَّهَ
خداوند
غَنِیٌ
بينيازِ
حَمِيدٌ
ستوده است. 12
وَ إِذْ
و آن گاه
قَالَ لُقْمَانُ
لقمان گفت:
لِابْنِهِ
به پسرش
وَ هُوَ
يَعِظُهُ
كه پندش ميداد
يَابُنَی
فرزندم!
لا
تُشْرِكْ
شريك قرار مده
بِاللَّهِ
براي خداوند
إِنَّ الشِّرْكَ
كه بيترديد
شرك
لَظُلْمٌ
ستمِ
عَظِيمٌ
بزرگي است. 13
وَ وَصَّيْنَا
و سفارش كرديم
الْإِنْسَانَ به انسان
بِوَالِدَيْهِ
دربارهی پدر و مادرش،
حَمَلَتْهُ دوران بارداري
أُمُّهُ
مادرش
وَهْنًا
علَی وَهْنٍ با ضعف روز
افزون
و
و
فِصَالُهُ
و از شير
باز گرفتنش
فِی عَامَيْنِ
پس از دو
سال.
أَنْ اشْكُرْ كه سپاسگزار
باش
لِی
براي من
وَلِوَالِدَيْكَ
و پدر و
مادرت.
إِلَی
به سوي من
است
الْمَصِيرُ
بازگشت. 14
وَ إِنْ
و اگر
جَاهَدَا وادارند
كَ
تو را
عَلَی
به
أَنْ
تُشْرِكَ
شريك قراردادن
بِی
براي من
مَا
آن چه را كه
لَيْسَ
لَكَ
نداري
بِهِ
به آن
عِلْمٌ
دانشي
فَلَاتُطِعْهُمَا
اطاعتشان مكن
وَ صَاحِبْهُمَا و با آنان رفتار كن
فِی الدُّنْيَا
در دنيا
مَعْرُوفًا
به نيكي
وَاتَّبِعْ
و پيروي كن
سَبِيلَ
راه
مَنْ
كساني كه
أَنَابَ
بازگشتهاند
إِلَیَّ
سوي من،
ثمَّ سپس
إِلَیَّ
به سوي من
است
مَرْجِعُكُمْ بازگشت
شما.
فَأُنَبِّئكُمْ آن گاه آگاهتان ميكنم
بِمَا كُنْتُمْ تَعْمَلُونَ
از كارهايتان. 15
يَا
بُنَی
فرزندم!
إِنَّهَا
عملي
إِنْ
اگر
تَكُ
باشد
مِثقَالَ
به اندازهی
حَبَّةٍ
دانهی
مِنْ خَرْدَلٍ
ريزِ خردل،
فَتَكُنْ
نهفته
فِی
صَخْرَةٍ
درونِ سنگي
أَوْ
يا
فِی
السَّمَاوَاتِ
در آسمانها
أَوْ
فِي الْأَرْضِ
يا در زمين،
يَأْتِ
به حساب ميآورد
بِهَا آن را
اللَّهُ
خداوند
إِنَّ
زيرا
اللَّهَ
خداوند
لَطِيفٌ
ريزبين
خَبِيرٌ
و آگاه است. 16
يَا بُنَیَّ
فرزندم!
أَقِمِ
به پاي دار
الصَّلَوةَ
نماز را
وَ
أْمُرْ بِالْمَعْرُوفِ
و امر به
معروف كن
وَ انْهَ
و نهي كن
عَنِ
الْمُنْكَرِ
از منكر
وَاصْبِرْ و شكيبايي
كن
عَلَی مَا أَصَابَكَ
بر مشكلاتي كه به تو ميرسد
إِنَّ
كه
ذَلِكَ
آن
مِنْ
عَزْمِ الْأُمُورِ
كاري مهم است. 17
وَ لَاتُصَعِّرْ
با بياعتنايي بر مگردان
خَدَّكَ
روي
لِلنَّاسِ
از مردم
وَ لَاتَمْشَ
و راه مرو
فِی
الْأَرْضِ
بر زمين
مَرَحًا
با تكبٌر
إِنَّ
زيرا كه
اللَّهَ
خداوند
لَايُحِبُّ
دوست نميدارد
كُلَّ
مُخْتَالٍ
هيچ خودپسندِ
فَخُورٍ فخر فروشي را. 18
وَاقْصُِدْ
ميانه رو باش
فِی
مَشْيِكَ
در راه رفتن
وَ اغْضُضْ
و آهسته
بدار
مِنْ صَوْتِكَ
صدايت را
إِنَّ
زيرا كه
أَنْكَرَ ناخوشترينِ
الْأَصْوَاتِ
آوازها
لَصَوْتُ
بانگ
الْحَمِيرِ
خران است.
19
أَلَمْ تَرَوْا
آيا نينديشيدهايد، میدانيد؟
أَنَّ
كه
اللهَ
خداوند
سَخَّرَ
رام نمود
لَكُمْ
براي شما
مَا آن چه
فِی السَّمَاوَاتِ
در آسمانها
وَ مَا فِي الأَرْضِ
و زمين است
وَأَسْبَغَ
و ارزاني
داشته
عَلَيْكُمْ
به شما
نِعَمَهُ
نعمتهاي
ظَاهِرَة
آشكار
وَبَاطِنة
و نهانش را
وَ امٌا
مِنَ النَّاسِ بعضي از
مردم
مَنْ يُجَادِلُ جدل
ميكنند
فِی اللهِ
دربارهي خدا
بِغَيْرِ عِلْمٍ
بدونِ دانشي
وَ لَا هُدًی و رهنمودي
وَ لَا
كِتَابٍ
و نوشتة
مُنِيرٍ روشنگري. 20
وَ إِذَا و چون
قِيلَ گفته شود
لَهُمُ
به ايشان
اتَّبِعُوا پيروي كنيد
مَا أَنْزَلَ اللهُ
دستورات
الهي را
قَالُوا
گويند:
بَلْ
كه
نَتَّبِعُ
پيروي ميكنيم
مَا وَجَدْنَا عَلَيْهِ
يافتههاي
آبَاءَنَا
نياكانمان را.
أَوَلَوْ
حتي اگر كه
كَانَ
باشد؟
الشَّيْطَانُ
شيطان
يَدْعُوهُمْ
دعوت كنندهي ايشان
إِلَی
عَذَابِ
به دوزخِ
السَّعِيرِ سوزان! 21
وَ مَنْ
و آن كه
يُسْلِمْ
وَجْهَهُ
تسليمِ
إِلَي
اللهِ
خدا
وَ هُوَ مُحْسِنٌ و نيكوكار باشد
فَقَد
اِسْتَمْسَكَ
چنگ زده
بِالْعُرْوَة
الْوُثقَی به ريسمانِ استوار
وَ إِلَی
اللهِ
و با خداوند است
عَاقِبَة
الْأُمُورِ
پايانِ كارها.
22
وَ مَنْ
كَفَرَ ناسپاس
فَلَايَحْزُنْكَ
تو را اندوهگين نكند
كُفْرُهُ
ناسپاسي او.
إِلَيْنَا
به سوي ماست
مَرْجِعُهُمْ
بازگشتشان
فَنُنَبِّئهُمْ
آنان را آگاه خواهيم كرد
بِمَا عَمِلُوا
از كردارشان
إِنَّ اللهَ
زيرا كه
خداوند
عَلِيمٌ
داناست
بِذَاتِ
به نهان
خانة
الصُّدُورِ
دلها.
23
نُمَتِّعُهُمْ
آنان را بهرهمند ميكنيم
قَلِيلاً
اندكي
ثُمَّ
سپس
نَضْطَرُّهُمْ
گرفتارشان
ميكنيم
إِلَی عَذَابٍ
به عذابي
غَلِيظٍ سخت. 24
وَ
لَئنْ
و البتٌه اگر
سَأَلْتَهُمْ
از ايشان بپرسي
مَنْ
خَلَقَ
كيست
آفريدگارِ
السَّمَاوَاتِ
آسمانها
وَالأَرْضَ
و زمين؟
لَيَقُولُنَّ
بيترديد
گويند
اللهُ خداوند.
قُلِ بگو
الْحَمْد ُلِلَّهِ سپاس خداي
را،
بَلْ
ولي
أَكْثرُهُمْ
بيشتر آنان
لايَعْلَمُونَ
نادانند. 25
لِلَّهِ از آنِ خداوند است
مَا آن چه
فِی السَّمَاوَاتِ در آسمانها
وَالْأَرْضِ و زمين است
إِنَّ بيترديداللهَ خداوند
هُوَالْغَنِی
بينيازِ
الْحَمِيدُ ستوده است.
26
وَلَوْ
و اگر
أَنَّمَا
آن چه
فِی
الْأَرْضِ
درزمين،
مِنْ شَجَرَةٍ درخت است
أَقْلَامٌ
قلم شود
وَ الْبَحْرُ و دريا،
[مركب]
يَمُدُهُ
افزوده شود
مِنْ بَعْدِهِ
به آن
سَبْعَةُ
هفت
أَبْحُرٍ دريا،
مَانَفِدَتْ
به پايان
نرسد
كَلِمَاتُ اللهِ
آثار
خداوندي،
إِنَّ
بيترديد
اللهَ
خداوند
عَزِيزٌ
نيرومندِ
حَكِيمٌ
داناست. 27
مَا نيست
خَلْقُكُمْ
آفريدن
وَلَابَعْثكُمْ
و برانگيختنِ شما
إلا مگر
كَنَفْسٍ
وَاحِدَة
همانند يكي
إِنَّ
اللهَ بيترديد خداوند
سَمِيعٌ
شنوايِ
بَصِيرٌ بيناست. 28
أَلَمْ
تَرَ
آيا نينديشيدهاي؟
أَنَّ اللهَ
كه خداوند
يُولِجُ
ميكاهد
الَّيْلَ
ازشب
فِی النَّهَارِ
براي روز
وَ يُولِجُ النَّهَارَ
و از روز
فِی
الَّيْلِ
براي شب
وَ
سَخَّرَ
و رام ساخته است
الشَّمْسَ
وَ الْقَمَرَ
خورشيد و ماه را،
كُلٌّ
هريكي
يَجْرِی
روان است
إِلَی
تا
أَجَلٍ مدتي
مُسَمًّی
معيٌن
وَ أَنَّ
و البتٌه
اللهَ
خداوند
بِمَا
تَعْمَلُونَ
از كردارتان
خَبِيرٌ
آگاه است.
29
ذَلِكَ
آن پديدهها
بِأَنَّ
دليل آن است
كه
اللهَ
خداوند
هُوَ
الْحَقُّ
حق است
وَأَنَّ
مَا
و هر آن چه
يَدْعُونَ
ميپرستند، فرامیخوانند
مِنْ
دُونِهِ
جز او،
الْبَاطِلُ
باطل است
وَأَنَّ
اللهَ
زيرا كه خداوند
هُوَ
الْعَلِی
برتر
الْكَبِيرُ و بزرگ است. 30
أَلَمْ
تَرَ
آيانديدهاي؟
أَنَّ
الْفُلْكَ كه كشتي
تَجْرِی
روان است
فِي الْبَحْرِ
در دريا
بِنِعْمَتِ
اللهِ در پرتو نعمت خداوند
لِيُرِيَكُمْ
تابه شما نشان دهد
مِنْ
آيَاتِهِ
پارهاي از پديدههايش را
إِنَّ
فِی ذَلِكَ
كه البتٌه
در آن
لَآيَاتٍ نشانههايي
است
لِكُلِّ
براي هر
صَبَّارٍ
شكيبايِ
شَكُورٍ سپاسگزار.
31
وَ إِذَا و هنگامي كه
غَشِيَهُمْ
آنان را فرا بگيرد
مَوْجٌ
موجي
كَالظُّلَلِ همانند سايبان،
دَعَوُا
فرياد كنند
اللهَ
خدا را،
مُخْلِصِينَ لَهُ الدِّينَ
دين
پيراسته، خالصانه، دل يكتا كرده
فَلَمَّا
و چون
نَجَّاهُمْ
آنان را
رسانَد
إِلَی الْبَرِّ
به خشكي
فَمِنْهُمْ
بعضي
مُقْتَصِدٌ
به راه درست روند،
وَ مَا
يَجْحَدُ و انكار نميكنند
بِآيَاتِنَا نشانههاي
ما را
إِلَّا
مگر
كُلُّ
خَتَّارٍ غدٌار حيلهگر
كَفُورٍ ناسپاس. 32
يَاأَيُّهَاالنَّاسُ
مردم! اتَّقُوا رَبَّكُمْ
پرواي الهي پيشه كنيد
وَاخْشَوْا و بهراسيد يَوْمًا از روزي
لَا
يَجْزِی
كه كيفر را به عهده نگيرد
وَالِدٌ
هيچ پدري
عَنْ
وَلَدِهِ
بجاي فرزندش
وَ لَا مَوْلُودٌ هُوَ جَازٍ
و هيچ
فرزندي
عَنْ وَالِدِهِ شَيْئا
به جاي پدرش
إِنَّ به راستي
كه
وَعْدَ اللهِ
وعدهی
خداوند
حَقٌّ
حتمي است
فَلَاتَغُرَّنَّكُمُ
شما را
نفريبد
الْحَيَاةُ الدُّنْيَا زندگاني
پستِ دنيا
وَ لَايَغُرَّنَّكُمْ
و شما را
مغرور نكند
بِاللهِ به [كرمِ] خداوند
الْغَرُورُ
شيطان.
33
إِنَّ
فقط
اللهَ
خداوند
عِنْدَهُ عِلْمُ السَّاعَة
از زمانِ
قيامت آگاه است
وَ يُنَزِّلُ الْغَيْثَ
و او
ميباراند
وَ يَعْلَمُ
و ميداند
مَافِی
الْأَرْحَامِ
آن چه در رحمها است
وَمَاتَدْرِی
و نميداند
نَفْسٌ آدمي
مَاذَا
چه
تَكْسِبُ به دست ميآورد
غَدًا
فردا
وَمَاتَدْرِی نَفْسٌ و هيچكس
نميداند
بِأَیِّ
دركدامين
أَرْضٍ
سرزمين
تَمُوتُ
ميميرد
إِنَّ
امٌا
الله
خداوند
عَلِيمٌ
دانا
خَبِيرٌ و آگاه است.
34
فارسی
به نام ِخدایِ مهربانِ مهربان
آن نشانههاي كتابِ حكمت آموز است. 2
هدايت و رحمتي است براي نيكوكاران. 3
آنان كه نماز را به پا ميدارند و زكات مي پردازند و به آخرت نيز باور دارند. 4
آنان از جانبِ پروردگارشان ره يافته و رستگارند. 5
برخي خريدارِ سخنانِ بيهودهاند تا مردم را ندانسته از راه خدا گمراه كرده، آن را مسخره مينمايند، عذابي خوار كننده براي آنان است. 6
و چون آياتِ ما بر او تلاوت شود خودخواهانه روي بر ميگرداند گويي آن را نشنيده يا كَر شده است. پس او را به عذابي دردناك بشارت ده. 7
بيترديد بهشتهاي پرنعمت ازآنِ مومنانِ نيكوكار است. 8
جاودانه درآنند، وعدهی خداوند حتمي است و هم او توانمندِ داناست. 9
او آسمانها را با ستونهاي نامريي برافراشت و كوهها را در زمين نهاد تا شما را نلرزاند، و از هر جنبندهاي در آن پراكند. ما از آسمان بارانديم و در زمين گونههايِ ارزشمند رويانديم. 10
اين آفرينشِ خداوند است، اينك به من نشان دهيد، ديگر خدايان چه آفريدهاند؟
آري، مشركان در گمراهيِ آشكارند. 11
ما به لقمان فهم و دانايي داديم: كه شكرِ خداي به جاي آر، زيرا سپاس گزار به سودِ خويش سپاس گفته، و هر كه ناسپاسي كند ...، خداوند بينيازِ ستوده است. 12
لقمان به هنگام پند دادن به پسرش گفت: فرزندم براي خداوند شريك قرار مده. بيترديد شرك توهين بزرگي است. 13
و به انسان در بارهی پدر و مادرش سفارش كرديم، دورانِ بارداري مادر و ضعف روزافزون و دو سال شيردادنِ او را. كه سپاسگزارِ من و پدر و مادرت باش. و بدان كه بازگشت به سوي من است. 14
و اگر تو را وادار كنند تا چيزي را ندانسته شريك من قرار دهي، اطاعتشان مكن. و در دنيا با آنان به نيكي رفتار كن و از راه آنان كه به سوي من آمدهاند پيروي كن كه بازگشت شما به سوي من است. آن گاه شما را از كارهايتان آگاه ميكنم. 15
اگر كاري به اندازهي دانه ريزِ خردل باشد، نهفته درونِ سنگي يا در آسمانها، يا در زمين، خداوند آن را به حساب ميآورد. زيرا خداوند ريزبين و آگاه است. 16
نماز را به پادار و امر به معروف و نهي از منكر كن و بر مشكلات شكيبا باش كه اينها كاري مهم است. 17
با بياعتنايي از مردم روي برمگردان و با تكبُّر بر زمين راه مرو، بيترديد خداوند هيچ خودپسندِ فخرفروشي را دوست نميدارد. 18
در راه رفتن ميانهرو باش و صدايت را آهسته بدار، كه ناخوشترينِ آوازها بانگ خران است. 19
آيا نمیدانيد؟ كه خداوند براي شما رام نموده آنچه در آسمانها و زمين است و نيز نعمتهاي آشكار و نهانش را به شما ارزاني داشته. اما برخي از مردم بيهيچ دانشي و رهنمودي و نوشتهي روشنگري دربارهي خداوند جدل ميكنند. 20
و چون به ايشان گفته شود از دستورات الهي پيروي كنيد، گويند: ما از يافتههاي پدرانمان پيروي ميكنيم. حتي اگر شيطان دعوت كنندهی ايشان به دوزخ سوزان باشد؟ 21
نيكوكاري كه در برابر خداوند تسليم باشد به ريسمان مطمئـن چنگ زده است. و پايان همهي كارها به سوي خداوند است. 22
ناسپاسيِ كافر تو را غمگين نسازد، بازگشت آنان به سوي ماست. آنان را از كردارشان آگاه خواهيم كرد. بيشك خداوند به نهان خانهي دلها داناست. 23
آنان را اندكي بهرهمند ساخته سپس به عذابي سخت گرفتارشان خواهيم كرد. 24
و اگر از ايشان بپرسي: آفريدگار آسمانها و زمين كيست؟ بيترديد گويند: خداوند.
بگو: خداي را سپاس. ولي بيشتر ايشان نادانند. 25
آنچه در آسمانها و زمين است از آنِ خداوند است. البته خداوند بينيازِ ستوده است. 26
و اگر تمامي درختان زمين قلم و بينهايت دريا مركب شود، آثار خداوندي به پايان نميرسد و بيترديد خداوند نيرومندِ داناست. 27
آفريدن و زنده كردن شما يكي است. البته خداوند شنوايِ بينا است. 28
آيا نينديشيدهاي؟ كه خداوند از شب براي روز و از روز براي شب ميكاهد و خورشيد و ماه را رام ساخته، هركدام تا زماني معيَّن به سير خود ادامه ميدهند. البته خداوند از كردارتان آگاه است. 29
آن پديدهها دليل آن است كه خداوند حق، و آن چه جز او ميپرستند باطل است. بيترديد خداوند برتر و بزرگ است. 30
آيا نديدهاي؟ كشتي در پرتو نعمت خداوند در دريا روان است، تا خداوند پارهاي از پديدههايش را به شما نشان دهد. چرا كه در آن براي هر شكيبايِ سپاسگزار نشانههايي است. 31
و چون موجهايي همانند سايبان آنان را فرا بگيرد، خدا را خالصانه فرياد كنند و چون آنان را به خشكي رسانَد، برخي به راه درست ميروند و نشانههاي ما را، تنها حيلهگرانِ ناسپاس، انكار ميكنند. 32
پرواي الهي پيشه كنيد و بهراسيد از روزي كه پدر براي فرزند و فرزند براي پدر سودي نخواهد داشت. بيترديد وعدهي خداوند حتمي است. به هوش كه زندگاني پستِ دنيا شما را نفريبد و شيطان شما را به ]كرمِ[ خدا مغرورتان نسازد. 33
فقط خداوند از وقت قيامت آگاه است. و اوست كه ميباراند و از آن چه در رحِمهاست آگاه است. و كسي از آيندهي خود اطلاعي نداشته، نميداند در چه سرزميني خواهد مرد و خداوند دانا و آگاه است. 34
تجزيه و ترکيب
بِسْمِ قيد* اللَّهِ مضافاليه الرَّحْمَنِ صفت الرَّحِيمِ صفت
*قيد براي فعل محذوف أَشْرَعُ يا أَسْتَعِينُ
الم الف، لام، ميم.1
تِلْكَ مبتدا آيَاتُ خبر الْكِتَابِ مضافاليه الْحَكِيمِ صفت. 2
هُدًى حال وَ عطف رَحْمَةً معطوف لِلْمُحْسِنِينَ جار ومجرور (قيد). 3
الَّذِينَ صفت (اسم موصول) يُقِيمُونَ فعل وفاعل (جملة صله) الصَّلَوةَ مفعول وَ عطف يُؤْتُونَ فعل و فاعل الزَّكَوةَ مفعول وَ حال [هُمْ مبتدا بِالْآخِرَةِ قيد هُمْ تأكيد يُوقِنُونَ خبر] جملة حاليه. 4
أُوْلَئِكَ مبتدا عَلَى هُدًى جارو مجرور ( خبر) مِّن رَّبـِّ جار ومجرور (قيد) هِمْ مضافاليه وَ عطف أُوْلَئِكَ مبتدا هُمُ ضميرفصل (عماد) الْمُفْلِحُونَ خبر. 5
وَ استيناف مِنَ النَّاسِ جار ومجرور (خبرمقدٌم) مَنْ مبتداي موخٌر(موصول) يَشْتَرِى فعل و فاعل (صله) لَهْوَ مفعول الحَدِيثِ مضافاليه لِيُضِلَّ فعل (مضارع منصوب) وفاعل عَن سَبِيلِ جار ومجرور (قيد) اللَّهِ مضافاليه بِغَيْرِ جار ومجرور (قيد) عِلْمٍ مضافاليه وَ عطف يَتَّخِذَ فعل و فاعل هَا مفعول هُزُوًا مفعول دوم . أُوْلَئِكَ مبتدا [لَهُمْ جار ومجرور (خبرمقدم) عَذَابٌ مبتداي موخّر] (جمله خبر) مُهِينٌ صفت. 6
وَ عطف إِذَا مفعول فيه (ظرف) تُتْلَى فعل عَلَيْهِ قيد آيَاتُـ نايب فاعل نَا مضافاليه وَلَّى فعل و فاعل مسْتَكْبِرًا حال كَأَنْ حرف مشبهه بالفعل (اسم محذوف) [لَمْ يَسْمَعـْ فعل و فاعل هَا مفعول] خبر كَأَنَّ ناسخ [فِى أُذُنَيْـ جار ومجرور (قيد) هِ مضافاليه] خبرمقدم وَقْرًا اسم موخٌر، فَـ رابطه بَشِّرْ فعل و فاعل هُ مفعول بِعَذَابٍ جار ومجرور (قيد) أَلِيمٍ صفت. 7
إِنَّ ح.مشبهه بالفعل الَّذِينَ اسم إنٌ (موصول) آمَنُواْ فعل و فاعل (صله) وَ عطف عَمِلُواْ فعل و فاعل الصَّالِحَاتِ مفعول [لَهُمْ جار ومجرور (خبرمقدم) جَنَّاتُ مبتداي موخٌر النَّعِيمِ مضافاليه] جمله خبر إنٌ. 8
خَالِدِينَ حال (قيد حالت) فِيهَا جار ومجرور (قيد) وَعْدَ مفعول مطلق براي فعل محذوف وَعَدَ اللَّهِ مضافاليه حَقًّا مفعول مطلق (براي تأكيدمضمون جمله) وَ حال [هُوَ مبتدا الْعَزِيزُ خبر الْحَكِيمُ خبر دوم] جملة حاليه. 9
خَلَقَ فعل و فاعل(هو) السَّمَاوَاتِ مفعول بِغَيرِ جار ومجرور (قيد) عَمَدٍ مضافاليه [تَرَوْنَـ فعل و فاعل(أنتَ) هَا مفعول] جمله وصفيٌه وَ عطف أَلْقَى فعل و فاعل فِى الْأَرْضِ جار ومجرور (قيد) رَوَاسِىَ مفعول ، أَنْ ح.نصب تَمِيدَ فعل و فاعل بِكُمْ جار ومجرور (قيد) وَ عطف بَثَّ فعل و فاعل فِيهَا جار ومجرور (قيد) مِنْ كُلِّ جار ومجرور (قيد) دَابَّةٍ مضافاليه وَ استيناف أَنْزَلْنَا فعل و فاعل مِنَ السَّمَاءِ جار ومجرور (قيد) مَاءً مفعول فَـ عطف أَنْبَتْنَا فعل و فاعل فِيهَا جار ومجرور (قيد) مِنْ كُلِّ جار ومجرور (قيد) زَوْجٍ مضافاليه كَرِيمٍ صفت. 10
هَذَا مبتدا خَلْقُ خبر اللَّهِ مضافاليه فَـ ربط أَرُو فعل و فاعل نِـ وقايه ى مفعول مَاذَا مفعول دوم خَلَقَ فعل الَّذِينَ فاعل(موصول) مِنْ دُونِـهِ صله بَلِ ح.اضراب الظَّالِمُونَ مبتدا فِى ضَلاَلٍ جار ومجرور (خبر) مُبِينٍ صفت. 11
*****
وَ ح.قسم لَـ جواب قسم قَدْ ح.تحقيق آتَيْنَا فعل و فاعل لُقْمَانَ مفعول الْحِكْمَةَ مفعول دوم أَنِ ح.تفسير اُشْكُرْ فعل و فاعل لِلَّهِ قيد. وَ استيناف مَنْ مبتدا (اسم شرط) [يَشْكُرْ فعل و فاعل] خبر فَـ رابطه إِنَّمَا كلمى حصر يَشْكُرُ فعل و فاعل لِنَفْسِهِ جار ومجرور (قيد) و مضافاليه وَ عطف مَنْ مبتدا (اسم شرط) كَفَرَ فعل و فاعل (خبر) فَـ رابطه إِنَّ ح.مشبهه بالفعل اللَّهَ اسم غَنِىٌّ خبر حَمِيدٌ خبردوم. 12
وَ استيناف إِذْ ظرف (مفعول فعل أُذْكُرمحذوف) قَالَ فعل لُقْمَانُ فاعل لِابْنِـ جار ومجرور (قيد) هِ مضافاليه وَ حال [هُوَ مبتدا يَعِظُهُ فعل و فاعل ومفعول (خبر)] جملهى حاليه يَا ح.ندا بُنَىَّ ! منادايِ مضاف و مضافاليه لَا ح.نهي تُشْرِكْ فعل و فاعل بِاللَّهِ جار ومجرور (قيد) إِنَّ ح.مشبهه بالفعل الشِّرْكَ اسم لَـ ح.ابتدا ظُلْمٌ خبر عَظِيمٌ صفت. 13
وَ استيناف وَصَّيْنَا فعل و فاعل الْإِنْسَانَ مفعول بِوَالِدَيْه جار ومجرور (قيد) و مضافاليه (بِوَالِدَيْهِ = بِوَالِدَيْنِهِ بوده است. نون جمع و متْني در اضافه حذف ميشود.) حَمَلَتْهُ فعل و مفعول أُمُّهُ فاعل و مضافاليه وَهْنًا حال علَى وَهْنٍ جار ومجرور (قيد) وَ عطف فِصَالُهُ مبتدا و مضافاليه فِى عَامَيْنِ جار ومجرور (خبر) . أَنِ ح.تفسير اشْكُرْ فعل و فاعل لِى جار ومجرور (قيد) وَ عطف لِوَالِدَيْكَ قيد و مضافاليه إِلَىَّ جار ومجرور (خبر مقدم) الْمَصِيرُ مبتداي موخٌر. 14
وَ عطف إِنْ ح.شرط جَاهَدَا فعل شرط و فاعل كَ مفعول عَلَى ح.جر أَنْ ح.نصب(ح.مصدري) تُشْرِكَ فعل و فاعل بِى جار ومجرور (قيد) مَا مفعول(موصول) [لَيْسَ فعل ناقصه لَكَ جار ومجرور (خبرمقدٌمِ ليس) بِهِ جار ومجرور (قيد) عِلْمٌ اسم موخٌر ليس] صله فَـ رابطه لَاتُطِعْهُمَا فعل و فاعل ومفعول (جواب شرط) وَ عطف صَاحِبْهُمَا فعل و فاعل ومفعول فِى الدُّنْيَا جار ومجرور (قيد) مَعْرُوفًا مفعول مطلق وَ عطف اتَّبِعْ فعل و فاعل سَبِيلَ مفعول مَنْ مضافاليه (موصول) أَنَابَ فعل و فاعل(صله) إِلَىَّ جار ومجرور (قيد) ، ثُمَّ عطف إِلَىَّ جار ومجرور (خبر مقدم) مَرْجِعُـ مبتداي موخٌر كُمْ مضافاليه فَأُنَبِّئُكُمْ عطف ـ فعل و فاعل ومفعول بِمَا جار ومجرور (قيد) كُنْتُمْ فعل ناقصه واسمش تَعْمَلُونَ فعل و فاعل (خبر). 15
يَابُنَىَّ ! ح.ندا ، منادا و مضافاليه إِنَّهَا ح.مشبهه بالفعل و اسمش إِنْ ح.شرط تَكُ فعل ناقصه و اسمش(هِيَ) مِثْقَالَ خبر حَبَّةٍ مضافاليه مِنْ خَرْدَلٍ جار ومجرور (قيد) ، فَتَكُنْ ح.عطف، فعل ناقصه و اسمش (هي) فِى صَخْرَةٍ جار ومجرور (خبر) أَوْ ح.عطف فِى السَّمَاوَاتِ جار ومجرور (قيد) أَوْ ح.عطف فِي الْأَرْضِ جار ومجرور (قيد) ، يَأْتِ فعل مجزوم (جواب شرط) بِهَا جار ومجرور (قيد) اللَّهُ فاعل إِنَّ ح.مشبهه بالفعل اللَّهَ اسم لَطِيفٌ خبر خَبِيرٌ خبردوم. 16
يَا بُنَىَّ ! ح.ندا ، منادا و مضافاليه أَقِمِ فعل و فاعل الصَّلَوةَ مفعول وَ ح.عطف أْمُرْ فعل امر و فاعل(انت) بِالْمَعْرُوفِ جار ومجرور (قيد) وَ ح.عطف انْهَ فعل امر و فاعل(أنتَ) عَنِ الْمُنْكَر جار ومجرور (قيد) وَ اصْبِرْ ح.عطف و فعل و فاعل عَلَى ح.جر مَا مجرور ، موصول أَصَابَكَ فعل و فاعل ومفعول(صله) إِنَّ ح.مشبهه بالفعل ذَلِكَ اسم مِنْ عَزْمِ جار ومجرور (خبر) الْأُمُورِ مضافاليه. 17
وَ لَاتُصَعِّرْ ح.عطف ، ح.نهي ، فعل و فاعل(أنتَ) خَدَّكَ مفعول ومضافاليه لِلنَّاسِ جار ومجرور (قيد) وَ لَاتَمْشِ ح.عطف ، فعل و فاعل فِى الْأَرْضِ جار ومجرور (قيد) مَرَحًا حال إِنَّ ح.مشبهه بالفعل اللَّهَ اسم [ لاَ ح.نفي يُحِبُّ فعل و فاعل كُلَّ مفعول مُخْتَالٍ مضافاليه فَخُورٍ صفت] خبر. 18
وَ اقْصِدْ ح.عطف،فعل و فاعل فِى مَشْيِكَ جار ومجرور (قيد) و مضافاليه وَ اغْضُضْ ح.عطف، فعل و فاعل مِنْ صَوْتِكَ جار ومجرور (قيد) ومضافاليه إِنَّ ح.مشبهه بالفعل أَنْكَرَ اسم الْأَصْوَاتِ مضافاليه لَـ ح.ابتدا صَوْتُ خبر الْحَمِير مضافاليه. 19
أَ ح.استفهام لَمْ ح.جحد تَرَوْا ؟ فعل و فاعل(واو) أَنَّ ح.مشبهه بالفعل اللهَ اسم سَخَّرَ فعل و فاعل (خبر) لَكُمْ جار ومجرور (قيد) مَا مفعول (موصول) فِى السَّمَاوَاتِ جار ومجرور (صله) وَ مَا فِي الأَرْضِ ح.عطف ، معطوف، صله وَ أَسْبَغَ ح.عطف ، فعل و فاعل عَلَيْكُمْ جار ومجرور (قيد) نِعَمَهُ مفعول ، مضافاليه ظَاهِرَةً حال وَ بَاطِنَةً ح.عطف، معطوف وَ استيناف مِنَ النَّاسِ جار ومجرور (خبرمقدم) مَنْ مبتداي موخٌر(موصول) يُجَادِلُ فعل و فاعل (صله) فِى اللهِ جار ومجرور (قيد) بِغَيْرِ عِلْمٍ جار ومجرور (قيد) و مضافاليه وَ ح.عطف لاَ ح.نفي هُدًى معطوف وَ لا كِتَابٍ ح.عطف، ح.نفي، معطوف مُنِير صفت. 20
وَ استيناف إِذَا ظرف قِيلَ فعل لَهُمُ جار ومجرور (قيد) اتَّبِعُوا فعل و فاعل( جملى فعليه نايب فاعلِ قيلَ ) مَا مفعول (موصول) [ أَنْزَلَ فعل اللهُ فاعل ] صله قَالُوا فعل و فاعل بَلْ ح.اضراب نَتَّبِعُ فعل و فاعل مَا مفعول (موصول) وَجَدْنَا فعل و فاعل(صله) عَلَيْهِ جار ومجرور (قيد) آبَاءَ مفعول نَا مضافاليه أَ ح.استفهام وَ حال لَوْ ح.شرط كَانَ فعل ناقصه الشَّيْطَانُ اسم كان يَدْعُوهُمْ فعل و فاعل ومفعول ( خبركان) إِلَى عَذَابِ جار ومجرور (قيد) السَّعِيرِ مضافاليه. 21
وَ استيناف [مَنْ مبتدا(اسم شرط) يُسْلِمْ فعل شرط و فاعل وَجْهَهُ مفعول ومضافاليه] خبر إِلَي اللهِ جار ومجرور (قيد) وَ حال [هُوَ مبتدا مُحْسِنٌ خبر] جمله حاليه فَـ رابطه [قَد ح.تحقيق اِسْتَمْسَكَ فعل و فاعل (جوابشرط)] ماضي نقلي بِالْعُرْوَةِ جار ومجرور (قيد) الْوُثْقَى صفت(اسمتفضيل) وَ استيناف إِلَى اللهِ جار ومجرور (خبرمقدم) عَاقِبَةُ مبتداي موخٌر الْأُمُورِ مضافاليه. 22
وَ ح.عطف مَنْ مبتدا(اسم شرط)كَفَرَ فعل شرط و فاعل [فَـ رابطه لَايَحْزُنْكَ فعل نهي و مفعول كُفْرُهُ فاعل ومضافاليه] جواب شرط إِلَيْنَا جار ومجرور (خبرمقدم) مَرْجِعُهُمْ مبتداي موخٌر و مضافاليه فَـ ح.عطف نُنَبِّئُهُمْ فعل و فاعل ومفعول بِمَا جار ومجرور (قيد) و موصول عَمِلُوا فعل و فاعل(صله) إِنَّ ح.مشبهه بالفعل اللهَ اسم عَلِيمٌ خبر بِذَاتِ جار ومجرور (قيد) الصُّدُورِ مضافاليه. 23
نُمَتِّعُهُمْ فعل و فاعل ومفعول قَلِيلًا صفت جانشين مفعول مطلق ثُمَّ ح.عطف نَضْطَرُّهُمْ فعل و فاعل ومفعول إِلَى عَذَابٍ جار ومجرور (قيد) غَلِيظٍ صفت. 24
وَ ح.استيناف لَـ ح.تأكيد ئِنْ ح.شرط سَأَلْتَهُمْ فعل شرط و فاعل ومفعول مَنْ مبتدا ( اسم استفهام) خَلَقَ فعل و فاعل(خبر) السَّمَاوَاتِ مفعول وَ ح.عطف الَأَرْضَ؟ معطوف لَـ ح.تأكيد يَقُولُنَّ فعل و فاعل و نون تأكيد اللهُ مبتداو خبرِ محذوف( رَبي) قُلِ فعل امر و فاعل الْحَمْدُ مبتدا لِلَّهِ خبر بَلْ ح.اضراب أَكْثَرُ مبتدا هُمْ مضافاليه لايَعْلَمُونَ فعل نفي و فاعل (خبر). 25
لِلَّهِ جار ومجرور (خبرمقدم) مَا مبتداي موخٌر (موصول ) فِى السَّمَاوَاتِ جار ومجرور (صله) وَ ح.عطف الْأَرْضِ معطوف إِنَّ ح.مشبهه بالفعل اللهَ اسم هُوَ ضميرفصل الْغَنِىُّ خبر الْحَمِيدُ خبر دوم. 26
وَ استيناف لَوْ ح.شرط أَنَّ ح.مشبهه بالفعل مَا اسم(موصول) فِى الْأَرْضِ جار ومجرور ، شبه جمله (صله) مِنْ شَجَرَةٍ جار ومجرور (تميزِ اسم أَنٌ) أَقْلَامٌ خبر وَ حال الْبَحْرُ مبتدا [يَمُدُّهُ فعل ومفعول مِنْ بَعْدِهِ جار ومجرور (قيد) و مضافاليه سَبْعَةُ فاعل أَبْحُر تميز] خبر مَا ح.نفي نَفِدَتْ فعل نفي كَلِمَاتُ فاعل اللهِ مضافاليه إِنَّ ح.مشبهه بالفعل اللهَ اسم عَزِيزٌ خبر حَكِيمٌ خبر دوم. 27
مَا ح.نفي خَلْقُكُمْ مبتدا ومضافاليه وَ ح.عطف لابَعْثُكُمْ ح.نفي و معطوف و مضافاليه إِلا ح.إستتْناء كَنَفْسٍ جار ومجرور (خبر) وَاحِدَةٍ صفت إِنَّ ح.مشبهه بالفعل اللهَ اسم سَمِيعٌ خبر بَصِيرٌ خبر دوم. 28
أَ ح.استفهام لَمْ ح.نفي تَرَ فعل مضارع به حذف حرف ياء و فاعل أَنَّ ح.مشبهه بالفعل اللهَ اسم يُولِجُ فعل و فاعل (خبر) الَّيْلَ مفعول فِى النَّهَارِ جار ومجرور (قيد) وَ ح.عطف يُولِجُ فعل و فاعل النَّهَارَ مفعول فِى الَّيْلِ جار ومجرور (قيد) وَ ح.عطف سَخَّرَ فعل و فاعل الشَّمْسَ مفعول وَ ح.عطف الْقَمَرَ معطوف كُلٌّ مبتدا يَجْرِى فعل و فاعل (خبر) إِلَى أَجَلٍ جار ومجرور (قيد) مُسَمًّى صفت وَ ح.عطف أَنَّ ح.مشبهه بالفعل اللهَ اسم بِمَا جار ومجرور (موصول) تَعْمَلُونَ فعل و فاعل (صله) خَبِيرٌ خبر. 29
ذَلِكَ مبتدا بِأَنَّ ح.جر و ح.مشبهه بالفعل اللهَ اسم هُوَ ضمير فصل الْحَقُّ خبر وَ ح.عطف أَنَّ ح.مشبهه بالفعل مَا اسم(موصول) يَدْعُونَ فعل و فاعل (صله) مِنْ دُونِهِ جار ومجرور (قيد) و مضافاليه الْبَاطِلُ خبر وَ ح.عطف أَنَّ ح.مشبهه بالفعل اللهَ اسم هُوَ ضمير فصل الْعَلِىُّ خبر الْكَبِيرُ خبر دوم. 30
أَ ح.استفهام لَمْ ح.جحد تَرَ فعل و فاعل أَنَّ ح.مشبهه بالفعل الْفُلْكَ اسم تَجْرِى فعل و فاعل (خبر) فِي الْبَحْرِ جار ومجرور (قيد) بِنِعْمَتِ جار ومجرور (قيد) اللهِ مضافاليه لِيُرِيَكُمْ ح.نصب و فعل و فاعل ومفعول مِنْ آيَاتِهِ جار ومجرور (قيد) ومضافاليه إِنَّ ح.مشبهه بالفعل فِى ذَلِكَ جار ومجرور (خبرِ برمقدم) لَآيَاتٍ ح.ابتدا و اسم موخٌر إنٌ لِكُلِّ جار ومجرور (قيد) صَبَّارٍ مضافاليه شَكُورٍ صفت. 31
وَ استيناف إِذَا ظرف غَشِيَهُمْ فعل و مفعول مَوْجٌ فاعل كَالظُّلَلِ جار ومجرور (قيد) دَعَوُا فعل و فاعل اللهَ مفعول مُخْلِصِينَ حال لَهُ جار ومجرور (قيد) الدِّينَ مفعولِ حال فَلَمَّا ح.عطف و ظرف نَجَّاهُمْ فعل و فاعل و مفعول إِلَى الْبَرِّ جار ومجرور (قيد) فَمِنْهُمْ ح.رابطه، جار ومجرور (خبرمقدم) مُقْتَصِدٌ مبتداي موخٌر وَ ح.استيناف مَا ح.نفي يَجْحَدُ فعل بِآيَاتِنَا جار ومجرور (قيد) ومضافاليه إلاّ ح.استثنا كُلُّ فاعل خَتَّارٍ مضافاليه كَفُورٍ صفت. 32
يَا أَيُّهَا النَّاسُ ح.ندا ، منادا ح.تنبيه و عطف بيان اتَّقُوا فعل و فاعل رَبَّكُمْ مفعول و مضافاليه وَ ح.عطف اخْشَوْا فعل و فاعل يَوْمًا مفعول [ لاَيَجْزِى فعل نفي وَالِدٌ فاعل عَنْ وَلَدِهِ جار ومجرور (قيد) ومضافاليه وَ ح.عطف لا ح.نفي مَوْلُودٌ معطوف هُوَ مبتدا جَازٍ خبر عَنْ وَالِدِهِ جار ومجرور (قيد) ومضافاليه شَيْئًا مفعول] صفت جمله فعليه إَنَّ ح.مشبهه بالفعل وَعْدَاللهِ اسم و مضافاليه حَقٌّ خبر فَلَاتَغُرَّنَّكُمُ ح.عطف ، فعل نهي ، نون تأكيد ومفعول الْحَيَاةُ فاعل الدُّنْيَا صفت وَ ح.عطف لَايَغُرَّنَّكُمْ فعل نهي ، نون تأكيد ومفعول بِاللهِ جار ومجرور (قيد) الْغَرُورُ فاعل. 33
إِنَّ ح.مشبهه بالفعل اللهَ اسم إنٌ [عِنْدَهُ ظرف (خبرمقدم) و مضافاليه عِلْمُ مبتداي موخٌر السَّاعَةِ مضافاليه] خبر إنٌ وَ ح.عطف يُنَزِّلُ الْغَيْثَ فعل و فاعل ومفعول وَ ح.عطف يَعْلَمُ فعل و فاعل مَا مفعول (موصول) فِى الْأَرْحَامِ جار ومجرور (صله) وَ ح.استيناف مَا تَدْرِى فعل نفي نَفْسٌ فاعل. مَاذَا مفعول مقدم تَكْسِبُ فعل و فاعل غَدًا ظرف وَ مَا تَدْرِى ح.عطف و فعل نفي نَفْسٌ فاعل بِأَىِّ اسم استفهام (جار ومجرور (قيد) أَرْضٍ مضافاليه تَمُوتُ فعل و فاعل إِنَّ ح.مشبهه بالفعل اللهَ اسم عَلِيمٌ خبر خَبِيرٌ خبر دوم. 34
پايان